زندگیتان به گرمی تابستان

ظهر تابستان است‌
سایه ها می دانند، كه چه تابستانی است
سایه هایی بی لك‌،
گوشه یی روشن و پاك‌،
كودكان احساس‌! جای بازی این جاست‌
زندگی خالی نیست‌
مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست‌
آری
تا شقایق هست‌، زندگی باید كرد
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح،
و چنان بی تابم، که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دور ها آوایی است که مرا می خواند

سهراب سپهری



تبریک فرارسیدن تابستان - شعر تابستان سهراب سپهری - موسسه حقوقی عدالتگران البرز کاسپین



موسسه حقوقی عدالتگران البرز کاسپین
پروانه تاسیس 4110

مناسبت ها : تابستانتان بخیر

برچسب ها: مناسبت ها، شعر تابستان سهراب سپهری، تابستانتان بخیر،

تاریخ : جمعه 21 تیر 1398 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

برگ دادخواست به دادگاه عمومی

مشخصات طرفین

نام

نام خانوادگى

نام پدر

شغل

 

محل اقامت

شهر – خیابان -كوچه -  شماره –پلاك

خواهان

 

 

 

 

 

خوانده

 

 

 

 

 

وكیل یا نماینده قانونى

 

 

 

 

 

تعیین خواسته وبهای آن

اثبات رابطه زوجیت دائم/ موقت به انضمام كلیه خسارات قانونی

دلایل ومنضمات دادخواست

کپی مصدق:1- گواهی عاقد ، 2- استشهادیه وشهادت شهود، "3 - مدرك مورد نیاز دیگر"

ریاست محترم مجتمع قضایی "شهرستان محل اقامت خوانده"

با سلام احتراماً  به استحضار می رساند:

 در تاریخ       توسط آقای/ خانم       فیمابین اینجانب و خوانده عقد ازدواج دائم/موقت منعقد می گردد كه شخص عاقد در محضر دادگاه حاضر و نسبت به تصدیق اظهارات اینجانب نیز گواهی می دهند. شروط عقد نیز عبارت از       می باشند. نظر به اینكه خوانده با انكار رابطه زوجیت دائم/موقت از انجام تعهدات شرعی و قانونی خود طفره می رود فلذامستنداً به مادة220 قانون مدنی صدور حكم به اثبات رابطه زوجیت براساس شروط مقرر فیمابین و ثبت آن واقعه به انضمام كلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی در حق اینجانبه مورد استدعاست..

 

 

                                                                                                                  محل امضاء – مهر – انگشت

 

 

هوشنگ پورزند




طبقه بندی: مشکلات زوج وزوجه بعد از عقد دائم، رابطه نامشروع میان زن و شوهر!، مطالب خواندنی، مشکلات حقوقی جوانان و ازدواج، ازدواج - طلاق، قانون .......، مسائل حقوقی خانواده، آیا می دانید؟، مطالب حقوقی،
برچسب ها: اثبات رابطه زوجیت دائم/ موقت به انضمام كلیه خسارات قانونی، زوجیت دائم، فرم دادخواست قابل تحریر،

تاریخ : پنجشنبه 10 دی 1394 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

هوشنگ پورزند

برای گرفتن حق و حقوق خود ناز به پرداخت هزینه هایی دارید که البته رقم قابل توجهی نیست اما به هر حال با توجه به حجمی که پرونده‌های قضایی دارند اگر قرار بود همه هزینه‌ها را دستگاه قضایی بپردازد باید هر سال بیش از کل بودجه سالانه خود را خرج چنین کاری می‌کرد. در قانون راهکارهای متعددی وجود دارد برای اینکه افراد کم‌ بضاعت و حتی بی‌ بضاعت بتوانند به حق و حقوق خود برسند. در ادامه متوجه می‌شوید هرچند برای طرح هر دعوی پول نیاز است اما اگر پولی در بساط ندارید قانون باز هم هوای شما را دارد.

 هزینه‌های دادرسی شامل هزینه تمبر، دستمزد كارشناس، هزینه اجرای قرار معاینه، تحقیقات محلی می‌شود. حال ممکن است، این هزینه‌ها در یک دعوا به‌ قدری بالا باشد كه خواهان یا شاكی قادر به پرداخت آن‌ها نباشد. در این شرایط، موضوع «اعسار از هزینه‌ دادرسی» مطرح می‌شود.

 

  دلایل ناتوانی مالی در دادرسی مالی

گفتیم می‌توانید پول نداشته باشید و دعوایی را آغاز کنید در قانون، اعسار از هزینه دادرسی یعنی ناتوانی در پرداخت هزینه‌ها به دو صورت قابل پیش بینی است: اول به علت اینکه دارایی شخص کفاف پرداخت هزینه دادرسی را نمی‌کند. دوم به علت اینکه شخص به‌طور موقت، به‌ خاطر عدم دسترسی به مال خود قادر به پرداخت هزینه‌ دادرسی نیست؛ مثلا مال طرف در رهن بانک است. در کل به هر کدام از این دلایل توان پرداخت هزینه‌های دادرسی را نداشته باشید معسر به حساب می‌آیید. 

 

  طریق اثبات اعسار

البته این‌ طور نیست که به محض ادعای بی‌ پولی، قانون بپذیرد و هزینه‌های دادرسی شما را پرداخت کند. به عبارتی قانون‌گذار در راستای تحقق حق دادخواهی برای همه افراد راهکارهایی را پیش‌بینی کرده است که در اصل 34 قانون اساسی پیش‌بینی شده. این راهكارها باعث می‌شود که اعسار و ناتوانی مالی، در صورت اثبات در دادگاه مانعی برای دادخواهی شهروندان نباشد. البته در همین قوانین نیز معلوم شده است که هر کس از چه روش‌هایی می‌تواند برای اثبات اعسار خود استفاده کند و البته معمولی‌ترین راه اثبات، استفاده از شهود است که طبق ماده ۵۰۶ آیین دادرسی مدنی بیان شده است. 

یعنی فرد مدعی در بی‌ پولی باید شاهد بیاورد و ثابت کند که پول ندارد. البته در صورتی‌که، دلیل اثبات اعسار، شهادت شهود باشد، باید شهادت کتبی حداقل دو نفر از اشخاصی که از وضعیت مالی و زندگی فرد معسر مطلع هستند، به دادخواست ضمیمه شود. در این شهادت‌نامه، مشخصات، شغل و وسیله امرار معاش مدعی اعسار و ناتوانی او برای پرداخت هزینه‌دارسی، با تعیین مبلغ آن، بیان می‌شود. این نکته را به خاطر داشته باشید: اصل بر تمکن و توانایی مالی است و در صورت ادعای خلاف آن، باید اثبات شود. مدعی اعسار می‌تواند انواع دلایل را به دادگاه ارائه کند و اعسارش را اثبات کند و همان‌طور که گفتیم یکی از راه‌های اثبات آن شهادت حداقل دو نفر آن هم به صورت کتبی است.

 

  نحوه طرح دعوای اعسار

حالا باید دعوی اعسار را مطرح کنید که در قانون دو روش را برای آن در نظر گرفته ‌اند. اول اینکه همراه با دعوی اصلی مطرح شود، دوم اینکه دعوی اعسار از طریق دادخواست جداگانه ارائه شود. یعنی فرد معسر می‌تواند همان زمان که دعوی در حال رسیدگی است اعلام اعسار کند یا اینکه به طور جداگانه‌ای دادخواست اعسار را به دادگاه تقدیم کند.  البته برای رسیدگی به این دعوا تشریفات نیز لازم است یعنی كسی كه دعوای اعسار طرح می‌كند، مثل همه كسانی كه در محاكم طرح دعوی می‌كنند، باید مراحلی را پشت‌سر بگذارد. مدیر دفتر دادگاه، ظرف دو روز از تاریخ وصول دادخواست اعسار، باید پرونده را به نظر قاضی برساند. چنانچه قاضی شهادت شهود را در دادگاه ضروری بداند، به مدعی اعسار اخطار می‌كند که در روز مقرر آن‌ها را حاضر کند. 

ممکن است دادگاه به همان شهادت‌نامه تفصیلی که ضمیمه دادخواست شده است اکتفا کند و ممکن است از مدعی اعسار بخواهد که شهود خود را حاضر کند. ذکر این نکته ضروری است که هزینه دادرسی برای هر دعوی باید جداگانه دریافت شود، مگر آن‌كه چند دعوی، به‌طور هم‌زمان علیه یك نفر مطرح شده باشد كه در این صورت، قبولی اعسار در یك دعوی در دعاوی دیگر نیز قابل استفاده است. هم‌چنین در این‌باره بد نیست بدانید که رای دادگاه در خصوص قبول اعسار، «حضوری» محسوب می‌شود، یعنی اگر خوانده اعسار در دادگاه حاضر نشود و هیچ لایحه‌ای هم نفرستد، و در نتیجه از جلسه رسیدگی اطلاع حاصل نكند، حکم باز هم حضوری است؛ حتی اگر ابلاغ اخطاریه هم در شکل «قانونی» باشد.

 

  مزایای اعسار

فرض را بر این می‌گیریم که دعوای اعسار مطرح شده و دادگاه آن را نیز پذیرفته است. باید بدانید که این دعوی از مزایایی برخوردار است به عبارتی مزایایی که فرد معسر از آن بهره‌مند می‌شود شامل معافیت موقت از تادیه تمام یا قسمتی از هزینه دادرسی است البته در مورد دعوایی كه برای معافیت از هزینه آن ادعای اعسار شده است. حق داشتن وكیل معاضدتی و معافیت موقت از پرداخت حق‌الوكاله هم از مزایای این درخواست است.

 

  شخصی بودن حكم اعسار

در میان همه اصطلاح‌های حقوقی مفهومی وجود دارد با عنوان شخصی بودن حكم اعسار ، این جمله به این معناست که اگر محكمه، حكم به اعسار شخصی صادر کرد، این حكم فقط در مورد شخص «معسر» است و در مورد جانشینان او جاری نمی‌شود. پس، اگر معسر فوت كند، ورثه نمی‌توانند از حكم اعسار هزینه دادرسی مورث استفاده کنند. اما فوت مورث، در هر یك از دادرسی‌های نخستین و تجدیدنظر و فرجام، مانع جریان دادرسی در آن مرحله نیست و هزینه دادرسی از ورثه مطالبه می‌شود، مگر آنكه ورثه نیز اعسار خود را ثابت کنند.

 

 اعسار تمام شدنی است

فردی که از مزایای اعسار استفاده کرده است و دعوای خود را بدون پرداختن هزینه‌ دادرسی آغاز کرده است، اگر در دعوای اصلی پیروز شود، از اعسار خارج می‌شود و باید هزینه دادرسی را بپردازد. هم‌چنین اگر فرد معسر، توانایی پرداخت هزینه‌دادرسی را پیدا کند و به‌عبارتی مال‌دار شود، باید هزینه دادرسی را پرداخت کند.

 فرق اعسار با ورشکستگی

اعسار با ورشکستگی تفاوت دارد. نباید این دو را با هم اشتباه بگیرید. درست است که هر دو بی پول می‌شوند و فرد ورشکسته هم ممکن است از پس هزینه‌های دادگاه بر نیاید اما قانون نگاهی متفاوت به این دو گروه دارد

به عبارتی چنانچه تاجری، وضع مالی مناسبی نداشته و مدعی اعسار باشد، باید با توجه به مقررات قانون تجارت، دادخواست ورشكستگی دهد و تنها در صورت اثبات این ادعا، می‌تواند از معافیت پرداخت هزینه دادرسی استفاده كند. نپذیرفتن اعسار از تاجر، به این دلیل است كه رسیدگی به وضعیت مالی او نیاز به بررسی دقیق‌تری دارد و به‌طور‌ كلی در مورد تاجر باید سخت‌گیری بیشتری کرد. یادتان باشد تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار داده است و کسبه جزء، تاجر محسوب نمی‌شوند و می‌توانند از مزایای اعسار استفاده کنند.

 

 

 

 

 




طبقه بندی: آیا می دانید؟، مطالب حقوقی، ازدواج - طلاق، فرم های دادخواست وشکواییه، خبر نامه حقوقی، حقوق وحق، سخن عدالتگران، چرا مهریه 110 سکه!!!چرا مهریه سکه!!!، مطالب خواندنی، آین دادرسی مدنی، تامین دلیل در مراجع قضایی یعنی چه؟، نمونه های ابتدایی اوراق قضایی حقوقی وکیفری به همراه تعین صلاحیت دادگاهها و موضوعا ت،
برچسب ها: اعسار | معسر | هزینه دادرسی | هزینه های دادرسی | طرح دعوای اعسار | اثبات اعسار | اعسار از هزینه دادرسی)،

تاریخ : پنجشنبه 10 دی 1394 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

تفاوت سند رسمی با سند عادی

توسط : هوشنگ پورزند

 
تفاوت سند رسمی با سند عادی :

از جهات مختلف سند رسمی با سند عادی تفاوت دارد. این جهات را در ذیل شناسایی می نمائیم : 

۱- سند رسمی ، قدرت اجرائی دارد در حالیکه اصل در اسناد عادی ، عدم قدرت اجرائی است . 

 2- تاریخ سند رسمی ، هم از لحاظ اصحاب دعوی و هم از نظر اشخاص ثالث ، معتبر است در حالیکه تاریخ سند عادی ، برای اشخاص ثالث مؤثر نیست .

3- در مورد سند رسمی ، فقط ادعای جعل قابل طرح است ، در حالیکه سند عادی هم در معرض ادعای جعل بوده و هم قابل تکذیب ( تردید و انکار ) است .

4- سند رسمی ، تابع تشریفاتی است که از قبل  قانون معین کرده ، در حالیکه اصل در سند عادی عدم تشریفات است . 

5- در سند رسمی ، مأمور رسمی دولت در تنظیم آن دخالت دارد ، در حالیکه سند عادی را افراد به هر نحو بخواهند تنظیم می نمایند .

6 – سند رسمی ، در صورت مفقود شدن ، تهیه رونوشت از آن به سادگی ممکن است ولی با گم شدن  سند عادی  نمی شود از رونوشت آن استفاده کامل کرد .

شرایط  سند رسمی :

برای اینکه سندی رسمی شناخته شود سه شرط لازم است که با هم جمع شوند .

ساواتیه ( Savatier ) می گوید سند رسمی آن است که توسط مأمور رسمی واجد صلاحیت بر وفق مقررات تنظیم شده باشد پلانیول ( Planiol ) می گوید سند رسمی سندی است که وسیله مأمور رسمی در امکنه و شرایطی که قانون به مأمور اجازه می دهد ضمن رعایت تشریفات لازم تهیه شده باشد . این تعاریف با تعریفی که ما از سند رسمی داریم تفاوت قابل توجهی ندارد .

اسناد رسمی را به انواع مختلف تقسیم کرده اند :                                                  

اسناد قانونی ، اسناد اداری ، اسناد  قضائی ، اسناد تنظیمی در دفاتر ثبت .         

الف – اسناد قانونی مثل قانون اساسی ، قوانین عادی ، آئین نامه ها و تصویب نامه ها .

ب – اسناد اداری ، اسنادی است که توسط سازمانهای ادا ری کشور، در حدود وظایف و صلاحیتشان هر روز تنظیم می گردد ، مثل احکام استخدام ، دستور پرداخت حقوق ...

ج –اسناد قضائی ، مدارکی که توسط مأمورین دادگستری ، اعم از قضات و کارمندان اداری و همچنین ضابطین دادگستری در حدود صلاحیت آنها بر وفق مقررات تنظیم می شود – احکام دادگاه ها ، قرارها، صورت مجالس تنظیمی مراجع  قضائی  گزارشات مأمورین ابلاغ و احضار و مأمورین انتظامی در حدود مسائل قضائی .

1- دخالت مأمور رسمی :

    تنظیم کننده سند باید مأمور رسمی باشد . مأمور رسمی اعم است از اینکه مستخدم دولت باشد مثل کارمندان ثبت اسناد و اداره آمار و ثبت احوال که اسناد ثبت و اسناد سجلی را تنظیم می کنند و یا مستخدم رسمی دولت نباشد ولی برای تنظیم اسناد رسمی بر طبق قانون مأموریت یافته باشند مثل سر دفتر اسناد رسمی که اسناد مربوط به معاملات و و تعهدات را تنظیم و ثبت می نمایند و سر دفتران ازدواج و طلاق که در این رابطه سند ازدواج و طلاق تنظیم و ثبت می کنند . بنابراین هر گاه کسی بدون داشتن ابلاغ رسمی در تعیین سمت مبادرت به تنظیم سند کند یا کسی که از کار بر کنار شده بعد از بر کناری سند تنظیم نماید ، یا کسی که اصلا ارتباطی با دولت ندارد در نوشتن سند دخالت کند آن سند نمی تواند عنوان رسمی پیدا کند . در مورد دخالت مأمور رسمی منظور این نیست که تمام سند را مأمور بنویسد بلکه حضور و نظارت او و اقدامی که او باید در ارتباط با سند انجام بدهد لازم است .

در دفتر اسناد رسمی منشی سند را می نویسد ولی این نوشتن تحت مراقبت و اطلاع و حضور سر دفتر است چنانکه سر دفتر هویت متعاملین را شخصا و یا وسیله معرف احراز می کند . مأمور رسمی برای تنظیم سند باید در حال اشتغال باشد اگر مأموری که از خدمت منفصل شده یا در حال مرخصی و معذوریت است سند تنظیم کند آن سند رسمی نیست هر چند کسی از این که در حال مرخصی است یا منفصل شده اطلاع نداشته باشد . ملاک ، ابلاغ حکم به او است مثلا سر دفتری ممکن است به حکم محکمه انتظامی سر دفتران برای مدت شش ماه ، معلق گردد تمام اسنادی که در فاصله صدور حکم تعلیق قطعی و ابلاغ حکم به او تنظیم و ثبت می نماید سند رسمی است ، ولی هر گاه بعد از ابلاغ و طی شش ماه تعلیق ، سندی ثبت کند ، چون فاقد سمت می باشد آن سند رسمی نیست. آغاز صلاحیت مأمور هم تابع ابلاغ سمت به او است . سر دفتری که در تدارک مقدمات سر دفتری است ، در حال گرفتن ابلاغ است تا لحظه ای که حکم سر دفتری به او ابلاغ نشده ، دخالت او در تنظیم سند فاقد جنبه رسمی است .

قبل از قانون دفاتر اسناد رسمی ، محاضر شرع ، مرکزی بود برای مردم که اسناد خود را با حضور حاکم شرع تنظیم و او هم سند را مهر می نمود در وضع اسنادی در مراجع قضائی بحث بود و سر انجام شعبه 3 دیوان کشور در حکم شماره 12- 3 مورخ 9/10/21 اعلام داشته اسنادی که قبل از وضوح قانون دفاتر رسمی در محضر علمای مراجع دادگستری تنظیم می شده ، حکم اعتبار اسناد رسمی را دارد .

ابلاغ حکم سر دفتری اقدامات او را رسمیت می بخشد ، هر چند که شرایط واقعی سر دفتری را نداشته و مثلا در آزمایشات مردود شده یا سن او کافی نباشد و اشتباها برای او ابلاغ صادر شده باشد . در مواردی اصحاب دعوی در دادگاه به توافق می رسند و بجای دنبال کردن دعوی سازش نامه ای تنظیم می کنند و این سازش نامه که با حضور و دخالت قاضی دادگاه شکل می یابد سند رسمی است .  

در این موارد آرائی از دیوان کشور وجود دارد که نم.منه ای را در ذیل می آوریم که البته اختصاص به نوع خاصی از دادگاه ندارد در حکم شماره 737 مورخ 5/4/16 شعبه 3 دیوان کشور چنین آمده « اگر صلحنامه ای د محضر امین دادگاه بخش و مأمور تحقیق دادگاه استان تنظیم شود و ممضی به امضاء مدعی و مورد تصدیق امین دادگاه بخش مزبور در حدود صلاحیت او باشد موافق ماده 1287 قانون مدنی چنین سندی از اسناد رسمی بوده و درباره طرفین و امضاء  کنند گان  آن نافذ و معتبر شناخته می شود و دعوی اکراه نسبت به آن مورد نخواهد داشت .

2- صلاحیت مأمور رسمی :

مأمور رسمی که در تنظیم سند دخالت می کند ، باید صلاحیت قانونی داشته باشد . قوانین وظایف و اختیارات متصدیان امور عمومی را مشخص کرده اند . هر مأمور رسمی باید طبق صلاحیت قانونی خود عمل کند . اداره آمار اسناد مربوط به ولادت و فوت را تنظیم می کند ، اداره ثبت صلاحیت ثبت اسناد و املاک و صلاحیت ثبت شرکت ها و علائم صنعتی و تجاری را دارد و اسناد مربوط به املاک ثبت شده را در دفتر املاک ثبت می کنند . به علاوه هر کدام یک حوزه کار معین دارند مأموری که صلاحیت تنظیم سند را دارد باید در حوزه مشخص و معین که مأموریت دارد عمل نماید مثلا سر دفتر اسناد رسمی تهران که صلاحیت تنظیم و ثبت اسناد رسمی را دارد نمی تواند از حوزه تهران خارج شود و در اصفهان به تنظیم اسناد بپردازد .

صلاحیت محلی سر دفتران برطبق قانون ثبت به آئین نامه واگذر شده بود و در اوایل تأسیس ثبت اسناد هر سر دفتر فقط می توانست معاملات مربوط به ناحیه خود را ثبت نماید اما چون در عمل مشکلاتی را فراهم میساخت صلاحیت محلی به این معنی را ملغی ساختند و دفاتر اسناد رسمی می توانند ، معاملات همه نقاط کشور را ثبت کنند ، یعنی اگر متعاملین به دفتر خانه اسناد رسمی تهران مراجعه کردند ، می توانند هر نوع نقل و  انتقال را با سند رسمی انجام بدهند ولو اینکه ملک مربوط به نقاط دیگر کشور باشد . اما دفتر خانه محلی است که سر دفتر برای انجام کار و وظایف دفتری خود معین می کند و به اداره ثبت اسناد محل و مرکز اطلاع می دهد . سر دفتر ابلاغ سر دفتری را برای همان محل دریافت می دارد . سر دفتری که برای اصفهان تعیین شده نمی تواند دفاترش را تهران بیاورد حتی در داخل شهر هم بدون اطلاع و اجازه اداره ثبت نمی تواند محلش را تغییر و به نقطه دیگر شهر انتقال دهد .

بنابر این در مسئله صلاحیت باید به دو نوع صلاحیت توجه شود ، صلاحیت این که اساسا مأموری بر طبق قانون یک دسته از اسناد را تنظیم می کند و دیگر مأمورین چنین صلاحیتی را ندارند و به صلاحیت ذاتی تعبیر می شود ، دوم صلاحیت محلی یعنی اقدام مأمور فقط در حوزه ای که به او اجازه داده شده است می باشد . مأمور انتظامی که در ساری خدمت می کند و در رابطه با دادسرا از متهم تحقیق می کند ، نمی تواند در هنگام مرخصی این وظیفه را در شیراز انجام دهد چرا که شیراز محل خدمتش یعنی محل مأموریت رسمی او نیست .

گاهی مأمور رسمی به حکم قانون در موارد مشخصی از تنظیم سند منع شده ، یعنی صلاحیت او محدود گردیده است اگر خلاف این محدودیت عمل کند سند فاقد جنبه رسمی است . مثلا مطابق ماده 31 قانون دفاتر اسناد رسمی و قانون سر دفتران و دفتر یاران سال 1354 تصریح شده ، سر دفتران و دفتر یاران نباید اسنادی را که مربوط به خود و یا  کسانی که تحت ولایت یا وصایت  یا  قیمومت  آنها  هستند یا با آنها قرابت نسبی یا سببی تا درجه دوم از طبقه سوم دارند یا در خدمت آنها هستند ثبت کنند ، در صوتی که درمحل دفتر خانه دیگری نباشد سند با حضور دادستان شهرستان محلی که دفتر خانه در حوزه آن واقع است یا رئیس دادگاه بخش ( امروز دادگاه عمومی ) یا نماینده آنها با توضیح مراتب در ذیل آن در همان دفتر خانه  تنظیم و ثبت خواهد شد .

قانونگذار استحکامی که به سند رسمی داده به لحاظ دخالت مأمور بی طرف و غیر ذینفع دولت در تنظیم سند می باشد . حال اگر مواردی پیش آید که سند مربوط به خودش یا اقوامش باشد و آن سند را ثبت کند ، سند عادی می شود . در عین حال قانونگذار توجه کرده که سر دفتر و نزدیکانش در محلی که فقط یک دفتر خانه موجود است از حق تنظیم سند رسمی محروم نگردند ، چاره اندیشی کرده و حضور دادستان یا رئیس دادگاه یا نماینده قانونی آنها را در این موارد برای رسمیت دان به سند تصریح نموده . عملا اگر چنین مواردی پیدا شود که دفتر خانه منحصر به فرد باشد و اسنادی مربوط به سر دفتر یا نزدیکانش نیاز به ثبت رسمی داشته باشند سر دفتر موضوع را به دادستان ( در حال حاضر رئیس دادگستری ) اعلام و با اعزام نماینده و حضور او سند تنظیم می گردد و حضور نماینده در سند تصریح می شود .  

 

3- رعایت ضوابط و تشریفات قانونی :    

سر دفتر اسناد رسمی ، سر دفتر ازدواج و طلاق ، مأمور ثبت احوال ، مأمور اداره ثبت اسناد و املاک ، مأمور صدور گواهینامه رانندگی ، مأمور صدور گذر نامه و همه مأمورین دیگر سازمانهای دولتی و خدمات عمومی که مأموریت تنظیم اسنادی را به عهده دارند باید طبق قانون و شرایط و مقررات پیش بینی شده برای تنظیم سند مبادرت نمایند و الا از حدود قانون خارج شده و مسئولیت دارند . ضوابط و تشریفاتی را که قانون پیش بینی کرده به یک درجه از اهمیت نیست . بعضی ضوابط و تشریفات به حدی اهمیت دارد که اگر رعایت نشود سند را از رسمیت می اندازد و دسته ای دیگر تأثیری در رسمیت آن ندارند . اینکه چگونه این ضوابط از هم تفکیک گردند به طور منظم و مشخص در قوانین پیش بینی شده اند و در صلاحیت دادگاه ها است که در موارد برخی با اسناد رسمی و ایراداتی که افراد به ضوابط اسناد و عدم رعایت قانون می گیرند توجه کنند و شرایط اساسی ومهم را از غیر مهم تشخیص دهند و رویه قضائی به وجود آورند . مع الوصف پاره ای از قوانین چنین تفکیکی را صورت داده اند و اصولا با ماده 1294 ق م این تقسیم و تفکیک حاصل شده است که می گوید : « عدم رعایت مقررات راجع به حق تمبر که به اسناد تعلق می گیرد سند را از رسمیت خارج نمی کند  ».  هوشنگ پورزند




طبقه بندی: حقوق وحق،

تاریخ : چهارشنبه 25 آذر 1394 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

تعریف اقامتگاه در قانون

تعریف اقامتگاه در قانون اقامتگاه به مکان معینی گفته می‌شود که فعالیت‌ها و امور شخص (اعم از سکونت و اداره امور) در آن مکان متمرکز شده و به نوعی عنصر شناسایی شخص حقیقی و حقوقی است. در حقوق عمومی و خصوصی، اقامتگاه عنصر مهمی در تعیین قلمرو حقوقی شخص محسوب ...


اقامتگاه به مکان معینی گفته می‌شود که فعالیت‌ها و امور شخص (اعم از سکونت و اداره امور) در آن مکان متمرکز شده و به نوعی عنصر شناسایی شخص حقیقی و حقوقی است. در حقوق عمومی و خصوصی، اقامتگاه عنصر مهمی در تعیین قلمرو حقوقی شخص محسوب می‌شود.

تعریف لغوی
اقامت در لغت به معنای در جایی ماندن و به سر بردن است و اقامتگاه محلی جغرافیایی است که شخص در آن زندگی و عمده امور خود را در ‌آن مکان اداره می‌کند.

تعریف اقامتگاه در قانون
قانونگذار در ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی، اقامتگاه را تعریف کرده است:
«اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد. اگر محل سکونت شخصی غیر از مرکز مهم امور او باشد، مرکز امور او اقامتگاه محسوب می‌شود. اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.»
این ماده قانونی، برای اطلاق «اقامتگاه» به یک محل، دو شرط را عنوان کرده است:
1- محل سکونت شخص باشد.
2- مرکز مهم اداره امور او نیز باشد.
همچنین قانونگذار در این ماده، بعد از ذکر این دو شرط، ارجحیت را بیان کرده و آن رجحان و برتری مرکز اداره امور شخص بر محل سکونت او است. بدین معنا که اگر بین محل سکونت و اداره امور جمع حاصل نشد، محل اداره امور، اقامتگاه محسوب شود.
آنچه که تا بخش نخست ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی بیان شده، در خصوص اقامتگاه شخص حقیقی است. اقامتگاه شخص حقوقی نیز در عبارت پایانی این ماده بیان شده که بر اساس آن، «اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.»
تعریف ماده 1002 قانون مدنی از اقامتگاه، در مواد ۱۰۰۳ و ۱۰۰۴ قانون مدنی تکمیل شده است:
بر اساس ماده ۱۰۰۳ قانون مدنی، «هیچ کس نمی‌تواند بیش از یک اقامتگاه داشته باشد.»
همچنین ماده ۱۰۰۴ این قانون می‌گوید: «تغییر اقامتگاه به وسیله‌ سکونت حقیقی در محل دیگر به عمل می‌آید؛ مشروط بر اینکه مرکز مهم امور او نیز به همان محل انتقال یافته باشد.»
این تأکید بر شروط تحقق اقامتگاه و عدم امکان داشتن چند اقامتگاه، برای جلوگیری از سردرگمی مدعیان، مراجع قضایی و واحد ابلاغ و نیز ممانعت از سوء استفاده شخص صاحب اقامتگاه است.

مرکز مهم امور
منظور از «مرکز مهم امور» محلی است که شخص در آنجا از حیث شغل، کسب، خدمت اداری، نظامی یا به دلیل علاقه ملکی اقامت دارد.

اقسام اقامتگاه‌
اقامتگاه را می‌توان به اقامتگاه اجباری، اختصاصی (انتخابی)، اختیاری، اداری شرکت (مرکز اصلی شرکت) و حقیقی تقسیم کرد.

1- اقامتگاه اجباری
اقامتگاهی است که به طور استثنا و بر خلاف اصل حاکمیت اراده، قانون به شخص یا اشخاصی معین تحمیل می‌کند. مانند اقامتگاه زن شوهردار که تابع اقامتگاه شوهر است و اقامتگاه مأمور دولت که عبارت از محلی است که وی در آنجا مأموریت ثابت دارد.
2- اقامتگاه اختصاصی (انتخابی)
اقامتگاهی است که طرفین معامله یا یکی از آنها در ضمن عقد برای اجرای تعهدات ناشی از آن معامله یا ابلاغ اوراق دعوی و احضار و اخطار در خارج از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب کرده باشند. به این اقامتگاه، اقامتگاه قراردادی نیز گفته می‌شود.
3- اقامتگاه اختیاری
اقامتگاهی است که شخص برای مرکز مهم امور خود اختیار کند.
4- اقامتگاه اداری شرکت (مرکز اصلی شرکت)
اقامتگاه اداری شرکت‌‌ همان مرکز اصلی شرکت بوده و عبارت از محلی است که ادارات مرکزی شرکت در آن محل بوده و هیأت رئیسه شرکت در ‌آنجا سکونت دارند و دستورات شرکت در آنجا صادر و گزارش‌های اجرای آن دستورات در ‌آنجا مستقر و گردآوری می‌شود همچنین جلسات هیأت مدیره و مجامع شرکت در این اقامتگاه تشکیل می‌شود.

5- اقامتگاه حقیقی
اقامتگاه حقیقی در مقابل اقامتگاه انتخابی بوده و آن اقامتگاهی است که بر اساس حاکمیت اراده باشد و ناشی از قرارداد نبوده و در انتخاب آن توافقی صورت نگرفته است.

تعدد اقامتگاه
تعدد اقامتگاه حالت حقوقی شخصی است که بیش از یک اقامتگاه حقیقی داشته باشد.
ماده ۱۰۰۳ قانون مدنی بیان می‌کند که: «هیچ کس نمی‌تواند بیش از یک اقامتگاه داشته باشد.» و ماده ۱۰۱۰ همین قانون، این اجازه را به طرفین معامله می‌دهد که برای اجرای تعهدات مربوط به آن قرارداد، محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب کند. ماده ۱۰۱۰ می‌گوید: «اگر ضمن معامله یا قراردادی، طرفین معامله یا یکی از آنها برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب کرده باشد، نسبت به دعاوی راجع به آن معامله محلی که انتخاب شده است، اقامتگاه او محسوب خواهد شد و همچنین است در صورتی که برای ابلاغ اوراق دعوی ، احضار و اخطار، محلی را غیر از اقامتگاه حقیقی خود معین کند.»
به نظر می‌رسد که بین این دو ماده قانونی، تعارض وجود داشته باشد اما اگر منظور از واحد بودن اقامتگاه در ماده ۱۰۰۳ را، اقامتگاه حقیقی محسوب کنیم، این تعارض برداشته می‌شود. بدین ترتیب هر شخص نمی‌تواند بیش از یک اقامتگاه حقیقی داشته باشد اما به واسطه اجرای تعهدات یک قرارداد می‌توان چند اقامتگاه انتخابی داشت.
انواع اقامتگاه به لحاظ شخص
به لحاظ شخص می‌توان اقامتگاه را به اقامتگاه‌ اشخاص حقیقی و اقامتگاه اشخاص حقوقی تقسیم کرد.
اقامتگاه اشخاص حقیقی
اقامتگاه اشخاص حقیقی شامل اقامتگاه زن شوهردار، اقامتگاه کارکنان دولت، اقامتگاه افراد نظامی، اقامتگاه صغار و محجوران، اقامتگاه کارگران یا خادمان، اقامتگاه تاجر و فرد دارای کار آزاد و اقامتگاه صاحبان اموال غیرمنقول است.
1- اقامتگاه زن شوهردار
بر اساس ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی، «اقامتگاه زن شوهردار‌‌ همان اقامتگاه شوهر است. معذلک زنی که شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و همچنین زنی که با رضایت شوهر خود یا با اجازه محکمه مسکن علیحده (جداگانه) اختیار کرده است، می‌تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.» اصل در اقامتگاه زن، تبعیت از شوهر است بنابراین اقامتگاه زن از جمله اقامتگاه‌های اجباری است اما این ماده قانونی سه استثنا بر این قاعده مشخص کرده است:
الف - وقتی شوهر اقامتگاه معلومی ندارد:
در چنین حالتی قاعده تبعیت زن از شوهر نمی‌تواند اعمال شود؛ لذا به موجب قانون زن می‌تواند برای خود اقامتگاهی انتخاب کند.
ب- توافق زن و شوهر در داشتن اقامتگاه مستقل از شوهر:
اگر زن و شوهر توافق کنند و شوهر رضایت دهد که زن اقامتگاه مستقلی داشته باشد، این اقامتگاه، اقامتگاه زن شوهردار خواهد بود. این جواز قانونی نشان می‌دهد که قاعده تبعیت زن از شوهر در تعیین اقامتگاه در ماده ۱۰۰۵، قانون آمره‌ای نیست و می‌توان در تعیین اقامتگاه بین دو طرف توافق صورت گیرد.
ج- اقامتگاه مجزا از شوهر به حکم محکمه
به موجب ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی، «اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، زن می‌تواند مسکن علی‌حده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه‌ ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است، نفقه بر عهده‌ شوهر خواهد بود.»
در این صورت زن به حکم قضایی می‌تواند برای خود اقامتگاه مستقلی انتخاب کند که این مورد نیز استثنایی بر قاعده تبعیت زن از شوهر در گزینش اقامتگاه است.
2- اقامتگاه کارکنان دولت
بر اساس ماده ۱۰۰۷ قانون مدنی، «اقامتگاه مأموران دولتی، محلی است که در آنجا مأموریت ثابت دارند.» بدین ترتیب اقامتگاه مأموران دولتی را قانون تعیین کرده و لذا از جمله اقامتگاه‌های اجباری است.
3- اقامتگاه افراد نظامی
بر اساس ماده ۱۰۰۸ قانون مدنی، «اقامتگاه افراد نظامی که در ساخلو (پادگان) هستند، محل ساخلوی آنها است.»
4- اقامتگاه صغار و محجوران
ماده ۱۰۰۶ قانون مدنی نیز می‌گوید: «اقامتگاه صغیر و محجور همان اقامتگاه ولی یا قیم آنها است.»
اقامتگاه صغار و محجوران را قانون مشخص کرده است.
صغیر و محجور اشخاصی هستند که اهلیت استیفا (تصرف در اموال خود) را ندارند و تحت سرپرستی دیگری (ولی یا قیم) قرار دارند.
5- اقامتگاه کارگران یا خادمان
بر اساس ماده ۱۰۰۹ قانون مدنی، «اگر اشخاص کبیر که معمولاً نزد دیگری کار یا خدمت می‌کنند، در منزل کارفرما یا مخدوم خود سکونت داشته باشند، اقامتگاه آنها‌‌ همان اقامتگاه کارفرما یا مخدوم آنها خواهد بود.»
6- اقامتگاه تاجر و فرد دارای کار آزاد
فردی که دارای شغل آزاد است، (تاجر و...) محل معاملات و اموالش اقامتگاه او محسوب می‌شود؛ نه محل سکونتش.
7- اقامتگاه صاحبان اموال غیرمنقول
اقامتگاه این اشخاص، اصلی‌ترین محل استقرار مالک که منافع و فعالیت‌هایش در آنجا قرار دارد و محل وقوع اموال غیرمنقول او بوده، است.
ب- اقامتگاه اشخاص حقوقی
عبارت ذیل ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی می‌گوید: «اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.»
ماده ۵۹۰ قانون تجارت نیز تصریح دارد که «اقامتگاه شخص حقوقی محلی است که اداره شخص حقوقی در آنجا است.»

تغییر اقامتگاه
بر اساس ماده ۱۰۰۴ قانون مدنی، «تغییر اقامتگاه به وسیله سکونت حقیقی در محل دیگر به عمل می‌آید؛ مشروط بر اینکه مرکز مهم امور او نیز به‌‌ همان محل انتقال یافته باشد.»
صرف سکونت در محلی، آن محل را به اقامتگاه تبدیل نمی‌کند؛ بلکه سکونت به علاوه مرکز اداره امور قرار دادن آن محل است که به محل، عنوان اقامتگاه می‌دهد.

پیامدهای حقوقی اقامتگاه
پیامدهای حقوقی اقامتگاه شامل موارد ذیل است:
اثر اساسی ‌اقامتگاه‌ در تعیین صلاحیت دادگاه رسیدگی‌کننده به دعوی است؛ زیرا لازمه اقامه دعوی اطلاع از اقامتگاه خوانده است.
1- به موجب ماده ۱۱ قانون آیین دادرسی مدنی، دعوی باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد.مفهوم این ماده آن است که دادگاهی صلاحیت رسیدگی به دعوی را دارد که در حوزه قضایی اقامتگاه خوانده واقع شده باشد.
2- حسب ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی، دعاوی راجع به ترکه متوفی اگرچه خواسته، دین یا مربوط به وصایای متوفی باشد، تا زمانی که ترکه تقسیم نشده است، در دادگاه محلی اقامه می‌شود که آخرین اقامتگاه متوفی در ایران، آن محل بوده و اگر آخرین اقامتگاه متوفی معلوم نباشد، رسیدگی به دعاوی یادشده در صلاحیت دادگاهی است که آخرین محل سکونت متوفی در ایران، در حوزه آن بوده است. در این ماده به دو نکته اشاره شده است:
با وجود اینکه متوفی خوانده نیست اما اقامتگاه او تعیین‌کننده دادگاه رسیدگی‌کننده به دعاوی راجع به ترکه است.
اقامتگاه‌‌ همان محل سکونت نیست. لذا این ماده اشعار می‌دارد که اگر اقامتگاه متوفی معلوم نبود، رسیدگی در صلاحیت محل سکونت متوفی است.
3- ماده ۲۱ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد؛ دعوای راجع به متوقف یا ورشکسته باید در دادگاهی اقامه شود که شخص متوقف یا ورشکسته، در حوزه آن اقامت داشته است و چنانچه در ایران اقامت نداشته باشد، در دادگاهی اقامه می‌شود که متوقف یا ورشکسته در حوزه آن برای انجام معاملات خود شعبه یا نمایندگی داشته یا دارد.
4- به موجب ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی، دعاوی راجع به ورشکستگی شرکت‌های بازرگانی که مرکز اصلی آنها در ایران است، همچنین دعاوی مربوط به اصل شرکت و دعاوی بین شرکت و شرکا و اختلافات حاصله بین شرکا و دعاوی اشخاص دیگر علیه شرکت تا زمانی که شرکت باقی است و نیز در صورت انحلال تا وقتی که تصفیه امور شرکت در جریان است، در مرکز اصلی شرکت اقامه می‌شود.
در توضیح باید گفت که مرکز اصلی شرکت،‌‌ همان اقامتگاه شخص حقوقی است.

تعیین مهلت تجدید نظرخواهی
مهلت تجدیدنظرخواهی نسبت به دادنامه‌های بدوی برای کسانی که در ایران مقیم هستند (اقامتگاه آنان ایران است) 20 روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از ایران هستند، دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است.
 





طبقه بندی: تعریف اقامتگاه در قانون، ﻗﺎﻧﻮن ﺗﺠﺎرت.، آیا می دانید؟، مطالب حقوقی،
برچسب ها: تعریف اقامتگاه در قانون، ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی، اجازه محکمه مسکن علیحده،

تاریخ : دوشنبه 6 مهر 1394 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

 

 

زندگی, زندگی مشترک, دوام زندگی مشترک

 

 

 

 

در این مقاله توصیه هایی را برای زوج ها مطرح می کنیم تا بتوانند زندگی خانوادگی شان را دوام بیشتری ببخشند در عین اینکه از کنار هم بودن نیز لذت می برند .

 

 

زن و شوهر چگونه می توانند از زندگیشان لذت بیشتری ببرند در عین اینکه در آرامش هستند ، یکدیگر را دوست دارند و در تمام لحظات به فکر همسر خود هستند  و هر دو به دنبال راه حلی جهت تداوم بخشیدن به زندگی زناشویی خود هستند؟

 

 

بعد از چند سال زندگی زناشویی ، معمولا زوج ها دچار خستگی،  روزمرگی، سوء تفاهمات ساده ای که گاهی بسیار بزرگ می شوند و حتی تا مرز طلاق پیش می روند ، صحبت هایی که بسیار تند و زننده هستند و  ... تمام توصیفات گفته شده خطرناک و مهلک هستند . این احساس در روابط بین زن و مرد یک سم است زیرا این سم روابط بین زوجین را مسموم می کند و مسلما در این میان زندگی خانوادگی قربانی می شود .

 

 

تمام مشاوران خانواده معتقد هستند در هنگامی که بحثی بین زن و شوهر صورت می گیرد باید یکی از زوجین یا هر دو سکوت اختیار کنند تا بتوانند با تمدد اعصاب و آرامش بیشتری به مشکل پیش آمده فکر کنند .

 

 

زیرا هنگام عصبانیت و بحث های زناشویی معمولا با فریادهای گوش خراش و پرخاش جویانه نسبت به طرف مقابل صدایمان را بلند می کنیم و همین عمل اولین جرقه ای برای شدت گرفتن بحث می باشد پس توصیه اکید می شود که در بحث های زناشویی هنگامی که احساس می کنید صدای شما و همسرتان در حال اوج گرفتن هستند سکوت اختیار کنید و همسرتان را نیز دعوت به سکوت و آرامش کنید تا بتوانید در ساعتی دیگر که آرامش خود را به دست آوردید به دور از احساساتی شدن  به موضوع بپردازید.

 

 

اکنون به نقاط بسیار باریک و مهم در استحکام روابط زناشویی اشاره می شود  که شاید به نظر ساده برسند اما بسیار مهم هستند :

 

 

1 - به صحبت های همسر خود همیشه با دقت گوش بدهید

 

 

زیرا نوع صحبت کردن، بلندی یا کوتاهی صدا، نوع کلماتی که استفاده می شود به خوبی بیانگر احساس، حالت روانی و درونی همسرتان می باشد . بخصوص این مورد را خانم ها نسبت به همسرانشان باید فراموش نکنند .

 

 

اما چرا این توصیه را بعنوان اولین راه حل به شما ارائه کردیم ؟

 

 

زیرا آقایان برعکس خانم ها درون گرا هستند ، به ندرت و خیلی کم صحبتهای خود را بروز می دهند اما شما با استفاده از این راه حل  می توانید به حالات درونی  آنها پی ببرید . جالب است بدانید که مشکل زیادی از زوجین حول این موضوع می گردد که  خانم ها از اینکه همسرانشان با آنها درددل نمی کنند  شکایت دارند و  به قولی حرفهایی که در دلشان نهفته است را به آنها بروز نمی دهند  و تنها خانم ها هستند که با شوهرانشان صحبت می کنند و همیشه منتظر کلامی از طرف همسرانشان هستند اما این خواسته جواب داده نمی شود تا به صورت یک کمبود و عقده تبدیل می شود . این مشکل و عقده کم کم خود را در روابط عاطفی بین همسران نشان می دهد و خانم نیز دیگر تلاشی در جهت تقویت روابط انجام نمی دهد .

 

 

2 - همیشه در چشمان همسر خود نگاه کنید مانند روزهای اولی که با هم ازدواج کرده بودید و عاشقانه یکدیگر را نظاره می کردید . چشم ها تاثیر فوق العاده ای در جذب ، استحکام بخشیدن روابط زناشویی دارند .

 

همیشه با چشمانی عاشقانه همسر خود را نگاه کنید تا او به یاد داشته باشد شخصی در دنیا او را دوست دارد و انتظارش را می کشد .

 

 

3 - همیشه همسرتان را در هر شرایطی که باشید حمایت کنید

 

 

حمایت معنای مختلفی دارد  و تنها به معنای حمایت مالی نیست . گاه  حمایت احساسی ، حمایت فکری  بسیار مهم تر از حمایت های مالی می باشند

 

به همسرتان اطمینان دهید که در هر موقعیت و هر زمانی  به او  اعتماد کامل دارید.

 

 

4 - اجازه دهید همسرتان در رابطه با مشکلاتش صحبت کند حتی اگر شنیدن این مشکلات برای شما خوشایند نباشد یا  ناراحت شوید.

 

برای مثال :  اگر همسرتان به شما می گوید که در حال ورشکست شدن می باشد  به جای اینکه به او بگویید : نه ! من طاقت ندارم ، جواب فامیل را چه بدهم ، از این پس چطور زندگی کنیم و یا سوالاتی بدین سبک ... با همسرتان همدردی کنید اجازه دهید او به صحبت هایش ادامه دهد از او بپرسید حالا چه فکری دارد ؟ چه طور می توانید با هم راه حلی پیدا کنید ؟

فراموش نکنید همسرتان به کمک ،همدلی و همدردی شما نیازمند است نه ملامت و افکاری که دردهای او را مضاعف کنند .

 

 

5 - از همسرتان راجع به علایق ، سلایقش سوال بپرسید.

 

شاید هرگز در این رابطه با شما صحبت نکند اما زمانی که سوال مستقیم پرسیده شود  مجبور به پاسخ دادن می شود .

 

یاد بگیرید که علاقه خود را به همسرتان بروز بدهید *

 

گفتن جملاتی مانند : " دوست دارم –  با امدن تو زندگیم رنگ و بویی دیگری گرفت – برایم ارزش مند هستی و .... " در زندگی زناشویی معجزه می کند .

بسیاری از روابط زناشویی در خانواده های ایرانی به دلیل مشکلات عاطفی  منجر به متارکه یا طلاق عاطفی می شود .

 

 

6 - نظرات خود را بدون ترس مطرح کنید.

 

این مورد بیشتر در خانم ها دیده می شود . بدین معنا که خانم ها از ترس اینکه مبادا از چشم همسر خود بیافتند یا طرد شوند از گفتن نظراتشان ممانعت می کنند . اما با مرور زمان و ادامه یافتن این جریان ، خانم ها دچار مشکلات روحی شدیدی می شوند پس نظرات خود را بدون هیچ گونه ترس و ابای بیان کنید .

 

 

7 - از غر زدن بر سر موضوعات کوچک و بی اهمیت جدا بپرهیزید.

 

بسیاری از دعواها و بحث های جدی از همین مورد آغاز می شوند . اینکه خانم یا آقا سر موضوع کوچکی آنقدر غر می زند تا عرصه را بر طرف مقابل تنگ می کند و در نتیجه او نیز به دفاع از خود می پردازد.

منبع:seemorgh.com



مرتبط با زناشویی

  • پاسخ شمابه سؤالات نامزدتان چگونه است؟
  • تفاوت زندگی مشترک,بادوستی های عاشقانه
  • اگر به دنبال شریک ازدواج هستید
  • آمادگی مردان برای ازدواج
  • رابطه دختر و پسر



طبقه بندی: مسائل حقوقی خانواده، آیا می دانید؟، مشکلات زوج وزوجه بعد از عقد دائم، بخوان تا گرفتار نشوید،
برچسب ها: زن و شوهر، مشکلات روحی، متارکه یا طلاق عاطفی می شود .،

تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394 | 12:24 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

شیوه‌هایی برای اثبات جرم

 در دنیای امروز و با پیشرفت فناوری دامنه ارتباط‌های انسانی نیز گسترش یافته است. بسیاری از همسران با دیدن تلفن همراه همسرشان و خواندن پیامی‌کوتاه ممکن است نسبت به آنها مشکوک شده و تصور کنند همسر آنها با فردی غیر از او رابطه دارد. اما سوال اینجاست که آیا پیامک می‌تواند دلیلی بر وجود رابطه نامشروع باشد؟

پاسخ به این سوال این گونه است: «در چنین پرونده‌هایی علم قاضی بسیار مهم و موثر است. پذیرفتن این مساله بستگی به نظر قاضی دارد و او شرایط و اوضاع و احوال را در نظر می‌گیرد. ممکن است قاضی چنین مساله‌ای را به عنوان یک اماره بپذیرد و ممکن است قبول نکند.»

 برای شنود تلفن متشاکی یا متهم علاوه بر اجازه قاضی پرونده، نیاز به اجازه قاضی ویژه‌ای نیز هست

 فیلم و عکس نیز از دیگر مواردی است که از نظر برخی افراد ممکن است بتوان با آن رابطه نامشروع را ثابت کرد، «در مورد چنین پرونده‌هایی اغلب شهادت شهود و اقرار به عنوان دلیل ارتکاب جرم مورد پذیرش قرار می‌گیرد و فیلم و عکس ادله اثبات جرم تلقی نمی‌شوند و فقط ممکن است برای قاضی به عنوان اماره و نشانه تقلی شود، زیرا مواردی وجود داشته که فیلم یا عکس ساختگی بوده و مونتاژ شده است تا آبروی فردی ریخته شود. چنین مسائلی نیز با توجه به پیشرفت فناوری براحتی قابل انجام است و به همین سبب قضات به چنین مسائلی توجهی جدی ندارند.»

 سوال دیگری که در ذهن اغلب مخاطبان جام‌جم وجود دارد این است که آیا دادسرا در صورت درخواست شاکی، دستوری برای بررسی پرینت پیامک‌های متشاکی خواهد داد؟

 پاسخ به این سوال این است که:«برای شنود تلفن متشاکی یا متهم در مراجع قضایی علاوه بر اجازه قاضی پرونده نیاز به اجازه قاضی ویژه‌ای نیز هست که با عنوان قاضی شنود در دادگاه یا دادسرا حضور دارد. قاضی شنود نیز فردی است که ابلاغ خاص و ویژه‌ای از ریاست قوه‌قضاییه دارد ولی بر اساس دستور مقامات عالی قضایی، روال دادسرا و دادگاه این است که در پرونده‌های مربوط به مسائل اخلاقی قاضی رسیدگی کننده و قاضی ویژه اجازه شنود را نمی‌دهند و به همین دلیل دادگاه در چنین مساله‌ای وارد نمی‌شود.»

 زنان و مردان در شکایت رابطه نامشروع چه می‌گویند؟

 وقتی این سوال را از یک قاضی دادگستری می‌پرسم، پاسخ می‌دهد: «در شکایت‌هایی که خانم‌ها علیه همسران خود مطرح می‌کنند مواردی که سبب شکایت شده این‌گونه است که زنی آمده از همسر خود شکایت کرده که با زنی رابطه نامشروع دارد، اما در بررسی دادسرا مشخص شده که رابطه شوهرش با یک زن دیگر صرفا رابطه کاری بوده است و فقط در طول یک مسیر مشخص مرد همکار خانمش را سوار خودروی خود کرده و زن با دیدن این صحنه از این مساله تلقی رابطه نامشروع کرده است.

در پرونده‌ای دیگر زنی از تلفن همراه همسرش پیامکی را پیدا کرده که از طرف دوست مذکر مرد ارسال شده، اما چون الفاظ موجود در پیامک ناجور و مشکوک‌بوده، همسر مرد تصور کرده فرستنده آن یک زن بوده و این تصور ایجاد‌شده که میان او و همسرش رابطه نامشروع وجود داشته است.

در مورد مردها نیز در یک پرونده زنی به دیدن پدر و مادرش می‌رفته و چون شوهرش سختگیری می‌کرده به شوهرش چیزی نگفته و همسرش نسبت به این رابطه مشکوک شده است.

در پرونده ای دیگر زنی بدون اطلاع همسرش به خانواده خود کمک می‌کرده و این مساله سبب مشکوک‌شدن همسر و طرح شکایت شده است.

یا در پرونده‌ای دیگر زنی بدون اطلاع همسرش به ورزشگاه می‌رفته و شوهرش وقتی خانه تلفن می‌کرده او جواب نمی‌داده و حضور نداشته و این مساله سبب شکایت شوهر شده است. در تمامی ‌این موارد، ادعاهای شاکی بررسی و مشخص شده این ادعاها صحت نداشته است.»

بهتر است همسران شرایط و اوضاع و احوال خود را در نظر بگیرند و اگر روابط کاری یا مسائلی از این دست دارند، با صداقت آن را با همسر خود در میان بگذارند. او همچنین به مساله «دفاع مشروع» نیز به عنوان یکی از مسائل مرتبط با این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: «در قانون بحثی با عنوان دفاع مشروع وجود دارد و معنی آن این است که اگر مردی همسر خود را در حین ارتکاب عمل زنا با شخص دیگری ببیند می‌تواند هم مرد و هم همسر خود را بکشد.

این مساله نیز تنها در شرایطی قابل پذیرش است که مرد این دو نفر را اصطلاحا در یک فراش یعنی روی تخت یا میز ببیند. البته اگر مرد برای چنین کاری برنامه‌ریزی کند و برای همسرش توطئه یا دام بچیند، با قتل همسرش و فرد دیگر مرتکب قتل شده و قصاص خواهد شد. اگر هم به آنها صدمه‌ای جز کشتن بزند متناسب با آن مجازات می‌شود.»

 رابطه نامشروع میان زن و شوهر!

شکلی غیرطبیعی ابراز محبت کنند. جالب است بدانید در ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی در ارتباط با جرایم و اعمال منافی عفت آمده است هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی ‌و معابر تظاهر به عمل حرامی ‌نماید، این شاید برخی تصور کنند وجود رابطه زوجیت میان همسران به آنها اجازه می‌دهد تا در ملاءعام به یکدیگر به کار او مجازات دارد و به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود

و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دچار کیفر نمی‌باشد  مثل روبوسی زن و شوهر  ولی عفت عمومی‌ را جریحه‌دار نماید، فقط به حبس از ۲ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود. این مساله نشان می‌دهد روابط زن و شوهر در خارج از چارچوب حریم منزل از نظر قانون قبیح است.

البته قانون در رسیدگی به چنین جرائمی‌ُِ  همه شرایط و اوضاع و احوال را در نظر می‌گیرد و تنها در صورتی مرتکب جرم را مجازات می‌کند که مشخص شود او سوء‌نیت داشته است. مثلا اگر زن و شوهری بعد از یک سفر طولانی در فرودگاه با هم مواجه شوند، طبیعتا این مساله جرم تلقی نمی‌شود، اما مواردی وجود داشته که مردی با همسر خودش و زنی دیگر در خانه‌ای تنها بوده و با همسر خودش رفتاری را کرده تا در زن دیگر زمینه سوء‌استفاده ایجاد کند و قانون نیز با چنین مساله‌ای برخورد کرده است .

شیوه‌هایی برای اثبات جرم

 در دنیای امروز و با پیشرفت فناوری دامنه ارتباط‌های انسانی نیز گسترش یافته است. بسیاری از همسران با دیدن تلفن همراه همسرشان و خواندن پیامی‌کوتاه ممکن است نسبت به آنها مشکوک شده و تصور کنند همسر آنها با فردی غیر از او رابطه دارد. اما سوال اینجاست که آیا پیامک می‌تواند دلیلی بر وجود رابطه نامشروع باشد؟

پاسخ به این سوال این گونه است: «در چنین پرونده‌هایی علم قاضی بسیار مهم و موثر است. پذیرفتن این مساله بستگی به نظر قاضی دارد و او شرایط و اوضاع و احوال را در نظر می‌گیرد. ممکن است قاضی چنین مساله‌ای را به عنوان یک اماره بپذیرد و ممکن است قبول نکند.»

 برای شنود تلفن متشاکی یا متهم علاوه بر اجازه قاضی پرونده، نیاز به اجازه قاضی ویژه‌ای نیز هست

 فیلم و عکس نیز از دیگر مواردی است که از نظر برخی افراد ممکن است بتوان با آن رابطه نامشروع را ثابت کرد، «در مورد چنین پرونده‌هایی اغلب شهادت شهود و اقرار به عنوان دلیل ارتکاب جرم مورد پذیرش قرار می‌گیرد و فیلم و عکس ادله اثبات جرم تلقی نمی‌شوند و فقط ممکن است برای قاضی به عنوان اماره و نشانه تقلی شود، زیرا مواردی وجود داشته که فیلم یا عکس ساختگی بوده و مونتاژ شده است تا آبروی فردی ریخته شود. چنین مسائلی نیز با توجه به پیشرفت فناوری براحتی قابل انجام است و به همین سبب قضات به چنین مسائلی توجهی جدی ندارند.»

 سوال دیگری که در ذهن اغلب مخاطبان جام‌جم وجود دارد این است که آیا دادسرا در صورت درخواست شاکی، دستوری برای بررسی پرینت پیامک‌های متشاکی خواهد داد؟

 پاسخ به این سوال این است که:«برای شنود تلفن متشاکی یا متهم در مراجع قضایی علاوه بر اجازه قاضی پرونده نیاز به اجازه قاضی ویژه‌ای نیز هست که با عنوان قاضی شنود در دادگاه یا دادسرا حضور دارد. قاضی شنود نیز فردی است که ابلاغ خاص و ویژه‌ای از ریاست قوه‌قضاییه دارد ولی بر اساس دستور مقامات عالی قضایی، روال دادسرا و دادگاه این است که در پرونده‌های مربوط به مسائل اخلاقی قاضی رسیدگی کننده و قاضی ویژه اجازه شنود را نمی‌دهند و به همین دلیل دادگاه در چنین مساله‌ای وارد نمی‌شود.»

 زنان و مردان در شکایت رابطه نامشروع چه می‌گویند؟

 وقتی این سوال را از یک قاضی دادگستری می‌پرسم، پاسخ می‌دهد: «در شکایت‌هایی که خانم‌ها علیه همسران خود مطرح می‌کنند مواردی که سبب شکایت شده این‌گونه است که زنی آمده از همسر خود شکایت کرده که با زنی رابطه نامشروع دارد، اما در بررسی دادسرا مشخص شده که رابطه شوهرش با یک زن دیگر صرفا رابطه کاری بوده است و فقط در طول یک مسیر مشخص مرد همکار خانمش را سوار خودروی خود کرده و زن با دیدن این صحنه از این مساله تلقی رابطه نامشروع کرده است.

در پرونده‌ای دیگر زنی از تلفن همراه همسرش پیامکی را پیدا کرده که از طرف دوست مذکر مرد ارسال شده، اما چون الفاظ موجود در پیامک ناجور و مشکوک‌بوده، همسر مرد تصور کرده فرستنده آن یک زن بوده و این تصور ایجاد‌شده که میان او و همسرش رابطه نامشروع وجود داشته است.

در مورد مردها نیز در یک پرونده زنی به دیدن پدر و مادرش می‌رفته و چون شوهرش سختگیری می‌کرده به شوهرش چیزی نگفته و همسرش نسبت به این رابطه مشکوک شده است.

در پرونده ای دیگر زنی بدون اطلاع همسرش به خانواده خود کمک می‌کرده و این مساله سبب مشکوک‌شدن همسر و طرح شکایت شده است.

یا در پرونده‌ای دیگر زنی بدون اطلاع همسرش به ورزشگاه می‌رفته و شوهرش وقتی خانه تلفن می‌کرده او جواب نمی‌داده و حضور نداشته و این مساله سبب شکایت شوهر شده است. در تمامی ‌این موارد، ادعاهای شاکی بررسی و مشخص شده این ادعاها صحت نداشته است.»

بهتر است همسران شرایط و اوضاع و احوال خود را در نظر بگیرند و اگر روابط کاری یا مسائلی از این دست دارند، با صداقت آن را با همسر خود در میان بگذارند. او همچنین به مساله «دفاع مشروع» نیز به عنوان یکی از مسائل مرتبط با این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: «در قانون بحثی با عنوان دفاع مشروع وجود دارد و معنی آن این است که اگر مردی همسر خود را در حین ارتکاب عمل زنا با شخص دیگری ببیند می‌تواند هم مرد و هم همسر خود را بکشد.

این مساله نیز تنها در شرایطی قابل پذیرش است که مرد این دو نفر را اصطلاحا در یک فراش یعنی روی تخت یا میز ببیند. البته اگر مرد برای چنین کاری برنامه‌ریزی کند و برای همسرش توطئه یا دام بچیند، با قتل همسرش و فرد دیگر مرتکب قتل شده و قصاص خواهد شد. اگر هم به آنها صدمه‌ای جز کشتن بزند متناسب با آن مجازات می‌شود.»

 رابطه نامشروع میان زن و شوهر!

شکلی غیرطبیعی ابراز محبت کنند. جالب است بدانید در ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی در ارتباط با جرایم و اعمال منافی عفت آمده است هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی ‌و معابر تظاهر به عمل حرامی ‌نماید، این شاید برخی تصور کنند وجود رابطه زوجیت میان همسران به آنها اجازه می‌دهد تا در ملاءعام به یکدیگر به کار او مجازات دارد و به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود

و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دچار کیفر نمی‌باشد  مثل روبوسی زن و شوهر  ولی عفت عمومی‌ را جریحه‌دار نماید، فقط به حبس از ۲ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود. این مساله نشان می‌دهد روابط زن و شوهر در خارج از چارچوب حریم منزل از نظر قانون قبیح است.

البته قانون در رسیدگی به چنین جرائمی‌ُِ  همه شرایط و اوضاع و احوال را در نظر می‌گیرد و تنها در صورتی مرتکب جرم را مجازات می‌کند که مشخص شود او سوء‌نیت داشته است. مثلا اگر زن و شوهری بعد از یک سفر طولانی در فرودگاه با هم مواجه شوند، طبیعتا این مساله جرم تلقی نمی‌شود، اما مواردی وجود داشته که مردی با همسر خودش و زنی دیگر در خانه‌ای تنها بوده و با همسر خودش رفتاری را کرده تا در زن دیگر زمینه سوء‌استفاده ایجاد کند و قانون نیز با چنین مساله‌ای برخورد کرده است .

 




طبقه بندی: مطالب حقوقی، مسائل حقوقی خانواده، حقوق وحق، مشکلات حقوقی جوانان و ازدواج، مطالب خواندنی، طــــلاق عاطفی چگونه شكل می‌گیرد؟، ازدواج موقت یا (متعه) چه شرایطی دارد؟، رابطه نامشروع میان زن و شوهر!،
برچسب ها: عفت عمومی‌، رابطه نامشروع میان زن و شوهر!، مراجع قضایی، رابطه مشکوک،

تاریخ : یکشنبه 11 مرداد 1394 | 06:40 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات
9409982422900334--32114 --حسینپور 122
الزام به سند 94/6/16 ساعت 11/30

------9409980242300379---32114---فسخ قرارداد زمین  پاکدل-  ساعت رسیدگی 9 --10/30 رسیدگی

-8909980242601019-----تجدید نظر 32114--61---129

8909980220024669----83396الزام به پایانکار شعبه 61 تجدید نظر

9409982611300159-----ف 1---شعبه 13 کرج  چک قربانی



تاریخ : جمعه 2 مرداد 1394 | 09:25 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

چگونه پنج سال بعد در جایی که می‌خواهیم باشیم

سلامانه : به خودتان وعده داده‌اید که پنج سال یا ده سال دیگر کجا باشید، که باشید و چه داشته باشید… انسان می‌تواند آینده خود را خلق کند، به شرط آن‌که توانایی‌های خود را باور داشته باشد و بداند که توانایی‌هایش نامحدود است.


به گزارش مجله پنجره خلاقیت، باید بدانیم که موفقیت یک حادثه نیست. موفقیت قابل پیش‌بینی و دست‌یافتنی‌ست به شرط آن که الگو داشته باشیم، آموزش‌پذیر باشیم، نقاط قوت و ضعف خود را بدانیم، از مربیان و مشاوران کمک بگیریم و به جای انتظار برای شانس و اقبال، مسیر تلاش و سختکوشی را پیش بگیریم و بر اساس قانون کاشت و برداشت، چیزی را بکاریم که هنگام برداشت آن لذت ببریم.


برنامه‌ریزی راهبردی فردی، وسیله‌ای‌ست برای حرکت از جایی که هستیم، به جایی که قصد داریم به آن جا برسیم. به شرط آن‌که تعریف و تصویر واضحی از هدف‌مان داشته باشیم و بتوانیم خود را در آن نقطه‌ای که می‌خواهیم باشیم، تصور کنیم و تمام انرژی، رویا و توانمندی‌های خود را برای رسیدن به آن نقطه مشخص به کار ببندیم. مثل شخصیت جنگجوی حکایت زیر:
کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سوی مرغزار نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می‌خورد. جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می‌کشد. آن را در کمانش می‌گذارد و نشانه می‌رود. کمانگیر پیر از او می‌خواهد آن‌چه را می‌بیند، شرح دهد.
جنگجو می‌گوید: آسمان را می‌بینم، ابرها را، شاخه‌های درختان و هدف را. کمانگیر پیر می‌گوید: کمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی.
جنگجوی دومی پا پیش می‌گذارد .کمانگیر پیر می‌گوید: آن‌چه را می‌بینی شرح بده.


جنگجو می‌گوید: من فقط هدف را می‌بینم.
کمانگیر پیر فرمان می‌دهد: پس تیرت را بینداز. تیر رها می‌شود و بر نشان می‌نشیند.
کمانگیر پیر می‌گوید: عالی بود. موقعی که تنها هدف را می‌بینید نشانه‌گیری‌تان درست خواهد بود و تیرتان بر طبق میل‌تان به پرواز درخواهد آمد.
همه انسان‌ها نابغه‌اند و می‌توانند به اهداف خود دست یابند،به شرط آن‌که فقط یک درصد بیشتر از دیگران تلاش کنند، برنامه‌ریزی داشته باشند و هدف‌گذاری را فراموش نکنند. این‌گونه نمونه‌های بارز می‌توانند الگوی بسیاری از کوچک‌ترها، هم‌سن‌وسالان و حتی بزرگ‌ترهایی باشند که آرزوهای بزرگ دارند، ولی هدفگذاری نمی‌کنند.
این گزارش به وضوح نشانگر این جمله است که «ره صد ساله را نمی‌توان یک شبه پیمود» و برای بِرَند وبرنده شدن باید هزینه کرد. هزینه از عمر، زمان، پول و حتی خوشی‌ها و تفریحات.
هنگام صحبت در مورد خود، باید در انتخاب واژه‌ها خیلی دقت کنیم. جملاتی که درباره خود می‌گوییم، نشان‌دهنده برنامه‌ریزی‌ست که در ذهن، برای خود انجام داده‌ایم.
اگر علیرضا حقیقی می‌گوید: «ده سال دیگر عابدزاده می‌شوم» در ذهنش برنامه‌ریزی کرده است که به آن سمت حرکت کند.
در این جمله هیچ تردیدی وجود ندارد، چون از فعل «می شوم» استفاده شده و از طرفی زمان مشخص است و الگو هم وجود دارد، پس او تصویر واضحی از هدف دارد و به بی‌راهه نخواهد رفت.
در همان زمان چندین دروازه‌بان در سراسر ایران وجود داشتند که حتی امکانات و فرصت‌های آن‌ها، بیشتر از حقیقی بود. ولی آن‌ها با خود گفتند: از بین حدود ۷۰ میلیون ایرانی، یک نفر باید دروازه‌بان تیم ملی شود و این برای من غیرممکن است!
برخی گفتند: پارتی می‌خواهد، برخی گفتند: رقیب، قوی‌ست، برخی گفتند: شاید عمر ما کفاف ندهد و برخی گفتند:…
مهم‌ترین نشانه افراد موفق این است که عملگرا هستند و همواره در جهت هدف خود حرکت می‌کنند و تحت تاثیر محیط اطراف، حرف‌ها، شایعات و قضاوت‌ها قرار نمی‌گیرند و فکر نمی‌کنند که از کجا آمده‌اند، بلکه به این فکر می‌کنند که به کجا می‌خواهند بروند و در مسیر، هیچ مانعی نمی‌تواند آن‌ها را از رسیدن به هدف‌شان باز دارد.

یک حکایت

شاید تامل و تعمق در حکایت زیر بتواند پیام را واضح‌تر منتقل کند:
پیرمردی ‏ مى‏خواست به سفر برود اما وسیله‌‏ای برای رفتن نداشت… به هر حال یکی از دوستان او، اسبی برایش فراهم آورد تا بتواند با آن به سفر برود. یکی دو روز اول، اسب پیرمرد را با خود برد و پیرمرد خوشحال از این‌که وسیله‏ا‌ی برای سفر پیدا کرده، به اسب رسیدگی می‏کرد، غذا می‏داد و او را تیمار می‏کرد. اما دو سه روز که گذشت ناگهان اسب زخمی شد و دیگر نتوانست راه برود. پیرمرد مرهمی تهیه کرد و از اسب پرستاری کرد تا کمی بهتر شد.
چند روزی با او حرکت کرد اما این بار، اسب از غذاخوردن افتاد و هر چه پیرمرد تهیه مى‏کرد اسب لب به غذا نمى‏زد.
پیرمرد در پی درمان غذا نخوردن اسب، خود را به این در و آن در مى‏زد، اما اسب همچنان لب به غذا نمى‏زد و روز به روز ضعیف‏تر و ناتوان‏تر مى‏شد ؛ تا این‌که یک روز از فرط ضعف و ناتوانی نقش زمین شد و سرش به شدت زخمی شد.
این بار پیرمرد در پی درمان زخم سر اسب برآمد و هر روز از او پرستاری می‏کرد… روزها گذشت و هر روز یک اتفاق جدید برای اسب مى‌‏افتاد و پیرمرد او را تیمار مى‏کرد. تا این‌که دیگر خسته شد و آرزو کرد کاش یک اتفاقی بیفتد که از شر اسب راحت شود.
آن اتفاق هم افتاد و مردی اسب پیرمرد را دید و خواست آن را از پیرمرد خریداری کند. پیرمرد خوشحال شد و اسبش را فروخت. وقتی صاحب جدید، سوار بر اسب دور مى‏شد، ناگهان یک سوال در ذهن پیرمرد درخشید و از خود پرسید: من اصلا اسب را برای چه کاری همراه خود آورده بودم؟
اما هر چقدر فکر کرد یادش نیامد اسب به چه دلیلی همراه او شده بود؟
پس با پای پیاده به ده خود بازگشت و چون مدت غیبت پیرمرد طولانی شده بود همه اهل ده به گمان این‌که از سفر برمى‏گردد، به استقبال او آمدند. آن‌جا بود که پیرمرد به خاطر آورد که به چه هدفی اسب را همراه برده بود؛ و اهالی ده هم تا روزها بعد با تعجب می‌دیدند که پیرمرد مدام دست حسرت بر دست می‏کوبد و لب می‏گزد…!


یک تصمیم
بسیاری از ما در زندگی محدود خود، مانند این پیرمرد، به چیزها یا کارهایی مشغول مى‏‌شویم که ما را از رسیدن به هدف واقعی‏مان بازمى‏دارند، ولی تا موقعی که مشغول آنها هستیم، چنان آنها را مهم و واقعی تلقی می‏کنیم که حتی به خاطر نمى‏آوریم هدفی غیر از آنها هم داشته‌ایم…!
یقینا برای دستیابی به اهداف، فقط تلاش و سختکوشی نمی‌تواند کافی باشد. توجه به روابط و رفتارها و حتی نگرش‌هایی که نسبت به خود و دیگران داریم، فرصت‌شناسی و شکار فرصت‌ها می‌تواند ما را به اسطوره‌ای ستودنی تبدیل کند.
کافی‌ست از همین امروز تصمیم بگیریم در کاری که انجام می‌دهیم به حد عالی برسیم، مهارت‌های‌مان را افزایش دهیم و سعی کنیم در جمع ۵ درصد اول اشخاص حاضر در حوزه فعالیت خود قرار بگیریم و در این حین کاملا مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا دیگران هم چاره‌ای جز تشویق و کمک‌کردن به ما را نداشته باشند.


 

سلامانه : به خودتان وعده داده‌اید که پنج سال یا ده سال دیگر کجا باشید، که باشید و چه داشته باشید… انسان می‌تواند آینده خود را خلق کند، به شرط آن‌که توانایی‌های خود را باور داشته باشد و بداند که توانایی‌هایش نامحدود است.


به گزارش مجله پنجره خلاقیت، باید بدانیم که موفقیت یک حادثه نیست. موفقیت قابل پیش‌بینی و دست‌یافتنی‌ست به شرط آن که الگو داشته باشیم، آموزش‌پذیر باشیم، نقاط قوت و ضعف خود را بدانیم، از مربیان و مشاوران کمک بگیریم و به جای انتظار برای شانس و اقبال، مسیر تلاش و سختکوشی را پیش بگیریم و بر اساس قانون کاشت و برداشت، چیزی را بکاریم که هنگام برداشت آن لذت ببریم.


برنامه‌ریزی راهبردی فردی، وسیله‌ای‌ست برای حرکت از جایی که هستیم، به جایی که قصد داریم به آن جا برسیم. به شرط آن‌که تعریف و تصویر واضحی از هدف‌مان داشته باشیم و بتوانیم خود را در آن نقطه‌ای که می‌خواهیم باشیم، تصور کنیم و تمام انرژی، رویا و توانمندی‌های خود را برای رسیدن به آن نقطه مشخص به کار ببندیم. مثل شخصیت جنگجوی حکایت زیر:
کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سوی مرغزار نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می‌خورد. جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می‌کشد. آن را در کمانش می‌گذارد و نشانه می‌رود. کمانگیر پیر از او می‌خواهد آن‌چه را می‌بیند، شرح دهد.
جنگجو می‌گوید: آسمان را می‌بینم، ابرها را، شاخه‌های درختان و هدف را. کمانگیر پیر می‌گوید: کمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی.
جنگجوی دومی پا پیش می‌گذارد .کمانگیر پیر می‌گوید: آن‌چه را می‌بینی شرح بده.


جنگجو می‌گوید: من فقط هدف را می‌بینم.
کمانگیر پیر فرمان می‌دهد: پس تیرت را بینداز. تیر رها می‌شود و بر نشان می‌نشیند.
کمانگیر پیر می‌گوید: عالی بود. موقعی که تنها هدف را می‌بینید نشانه‌گیری‌تان درست خواهد بود و تیرتان بر طبق میل‌تان به پرواز درخواهد آمد.
همه انسان‌ها نابغه‌اند و می‌توانند به اهداف خود دست یابند،به شرط آن‌که فقط یک درصد بیشتر از دیگران تلاش کنند، برنامه‌ریزی داشته باشند و هدف‌گذاری را فراموش نکنند. این‌گونه نمونه‌های بارز می‌توانند الگوی بسیاری از کوچک‌ترها، هم‌سن‌وسالان و حتی بزرگ‌ترهایی باشند که آرزوهای بزرگ دارند، ولی هدفگذاری نمی‌کنند.
این گزارش به وضوح نشانگر این جمله است که «ره صد ساله را نمی‌توان یک شبه پیمود» و برای بِرَند وبرنده شدن باید هزینه کرد. هزینه از عمر، زمان، پول و حتی خوشی‌ها و تفریحات.
هنگام صحبت در مورد خود، باید در انتخاب واژه‌ها خیلی دقت کنیم. جملاتی که درباره خود می‌گوییم، نشان‌دهنده برنامه‌ریزی‌ست که در ذهن، برای خود انجام داده‌ایم.
اگر علیرضا حقیقی می‌گوید: «ده سال دیگر عابدزاده می‌شوم» در ذهنش برنامه‌ریزی کرده است که به آن سمت حرکت کند.
در این جمله هیچ تردیدی وجود ندارد، چون از فعل «می شوم» استفاده شده و از طرفی زمان مشخص است و الگو هم وجود دارد، پس او تصویر واضحی از هدف دارد و به بی‌راهه نخواهد رفت.
در همان زمان چندین دروازه‌بان در سراسر ایران وجود داشتند که حتی امکانات و فرصت‌های آن‌ها، بیشتر از حقیقی بود. ولی آن‌ها با خود گفتند: از بین حدود ۷۰ میلیون ایرانی، یک نفر باید دروازه‌بان تیم ملی شود و این برای من غیرممکن است!
برخی گفتند: پارتی می‌خواهد، برخی گفتند: رقیب، قوی‌ست، برخی گفتند: شاید عمر ما کفاف ندهد و برخی گفتند:…
مهم‌ترین نشانه افراد موفق این است که عملگرا هستند و همواره در جهت هدف خود حرکت می‌کنند و تحت تاثیر محیط اطراف، حرف‌ها، شایعات و قضاوت‌ها قرار نمی‌گیرند و فکر نمی‌کنند که از کجا آمده‌اند، بلکه به این فکر می‌کنند که به کجا می‌خواهند بروند و در مسیر، هیچ مانعی نمی‌تواند آن‌ها را از رسیدن به هدف‌شان باز دارد.

یک حکایت

شاید تامل و تعمق در حکایت زیر بتواند پیام را واضح‌تر منتقل کند:
پیرمردی ‏ مى‏خواست به سفر برود اما وسیله‌‏ای برای رفتن نداشت… به هر حال یکی از دوستان او، اسبی برایش فراهم آورد تا بتواند با آن به سفر برود. یکی دو روز اول، اسب پیرمرد را با خود برد و پیرمرد خوشحال از این‌که وسیله‏ا‌ی برای سفر پیدا کرده، به اسب رسیدگی می‏کرد، غذا می‏داد و او را تیمار می‏کرد. اما دو سه روز که گذشت ناگهان اسب زخمی شد و دیگر نتوانست راه برود. پیرمرد مرهمی تهیه کرد و از اسب پرستاری کرد تا کمی بهتر شد.
چند روزی با او حرکت کرد اما این بار، اسب از غذاخوردن افتاد و هر چه پیرمرد تهیه مى‏کرد اسب لب به غذا نمى‏زد.
پیرمرد در پی درمان غذا نخوردن اسب، خود را به این در و آن در مى‏زد، اما اسب همچنان لب به غذا نمى‏زد و روز به روز ضعیف‏تر و ناتوان‏تر مى‏شد ؛ تا این‌که یک روز از فرط ضعف و ناتوانی نقش زمین شد و سرش به شدت زخمی شد.
این بار پیرمرد در پی درمان زخم سر اسب برآمد و هر روز از او پرستاری می‏کرد… روزها گذشت و هر روز یک اتفاق جدید برای اسب مى‌‏افتاد و پیرمرد او را تیمار مى‏کرد. تا این‌که دیگر خسته شد و آرزو کرد کاش یک اتفاقی بیفتد که از شر اسب راحت شود.
آن اتفاق هم افتاد و مردی اسب پیرمرد را دید و خواست آن را از پیرمرد خریداری کند. پیرمرد خوشحال شد و اسبش را فروخت. وقتی صاحب جدید، سوار بر اسب دور مى‏شد، ناگهان یک سوال در ذهن پیرمرد درخشید و از خود پرسید: من اصلا اسب را برای چه کاری همراه خود آورده بودم؟
اما هر چقدر فکر کرد یادش نیامد اسب به چه دلیلی همراه او شده بود؟
پس با پای پیاده به ده خود بازگشت و چون مدت غیبت پیرمرد طولانی شده بود همه اهل ده به گمان این‌که از سفر برمى‏گردد، به استقبال او آمدند. آن‌جا بود که پیرمرد به خاطر آورد که به چه هدفی اسب را همراه برده بود؛ و اهالی ده هم تا روزها بعد با تعجب می‌دیدند که پیرمرد مدام دست حسرت بر دست می‏کوبد و لب می‏گزد…!


یک تصمیم
بسیاری از ما در زندگی محدود خود، مانند این پیرمرد، به چیزها یا کارهایی مشغول مى‏‌شویم که ما را از رسیدن به هدف واقعی‏مان بازمى‏دارند، ولی تا موقعی که مشغول آنها هستیم، چنان آنها را مهم و واقعی تلقی می‏کنیم که حتی به خاطر نمى‏آوریم هدفی غیر از آنها هم داشته‌ایم…!
یقینا برای دستیابی به اهداف، فقط تلاش و سختکوشی نمی‌تواند کافی باشد. توجه به روابط و رفتارها و حتی نگرش‌هایی که نسبت به خود و دیگران داریم، فرصت‌شناسی و شکار فرصت‌ها می‌تواند ما را به اسطوره‌ای ستودنی تبدیل کند.
کافی‌ست از همین امروز تصمیم بگیریم در کاری که انجام می‌دهیم به حد عالی برسیم، مهارت‌های‌مان را افزایش دهیم و سعی کنیم در جمع ۵ درصد اول اشخاص حاضر در حوزه فعالیت خود قرار بگیریم و در این حین کاملا مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا دیگران هم چاره‌ای جز تشویق و کمک‌کردن به ما را نداشته باشند.


 




طبقه بندی: جوان و جامعه و مشکلات، آیا می دانید؟، چگونه پنج سال بعد در جایی که می‌خواهیم باشیم،
برچسب ها: چگونه پنج سال بعد در جایی که می‌خواهیم باشیم، پرستاری،

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات
هوشنگ پورزند:
مشکلات‌ جوانان‌ امروز چیست‌؟

تفكر جمعی‌ و شعور سیاسی‌ مردم‌ تحت‌ تاثیرموجی‌ از اطلاعات‌ گوناگون‌ روز به‌ روز متحول‌شده‌، چیزی‌ كه‌ در كمتر جای‌ دنیا اتفاق‌ می‌افتد.بهتر است‌ بگوییم‌ مردم‌ هیچ‌كجای‌ دنیا تا این‌اندازه‌ سیاسی‌ نیستند...سیاست‌ و دانش‌ تجزیه‌ وتحلیل‌ آن‌ خاص‌، «انتواگتوئل‌ها» یا به‌ قول‌خودمانی‌تر، روشنفكران‌ و خواص‌ است‌... امامردم‌ خوب‌ می‌دانند كه‌ چه‌ طور باید خوب‌زندگی‌ كرد... و دولت‌ و نهادهای‌ مدنی‌ برای‌ این‌مهم‌ ارزش‌ فوق‌العاده‌ای‌ قائلند وسرمایه‌گذاری‌های‌ هنگفتی‌ می‌كنند.نگاهی‌ به‌ كمپ‌های‌ كار و مناطق‌ مختلف‌سكونت‌ مهاجران‌ ایرانی‌ در برخی‌ كشورهای‌اروپایی‌ گاه‌ آن‌قدر تامل‌ برانگیز و اثرگذار است‌كه‌ نمی‌توان‌ آن‌را نادیده‌ گرفت‌.جوانان‌ و گاه‌ نوجوانانی‌ با آرزوی‌ دستیابی‌ به‌«مدینه‌ فاضله‌» بار سفر می‌بندند و با سختی‌ وتحمل‌ مصائب‌ مختلف‌ راهی‌ سرزمین‌های‌ موعودمی‌شوند...طی‌ مسیر اغلب‌ با عبور از مرزهای‌خاكی‌ با پای‌ پیاده‌ و یا سواره‌ و در شرایط قاچاق‌ وپنهانی‌ صورت‌ می‌گیرد... آنها با دلی‌ پر از امیدمی‌روند تا آنچه‌ را كه‌ می‌خواهند و نمی‌توانند درخانه‌ پدری‌ و سرزمین‌ مادری‌ بیابند، در سرزمین‌اجنبی‌ جستجو كنند.بسیاری‌ شان‌ از این‌ كه‌ بعد از گرفتن‌ مدرك‌دانشگاهی‌ مجبور باشند كارآموزی‌ كرده‌ و یا ازصفر شروع‌ كنند خوششان‌ نمی‌آید...خیلی‌ها كه‌خوش‌ باورترند، خیال‌ می‌كنند از گرد راه‌ دانشگاه‌كه‌ فارغ‌ آیند حتما با مدرك‌ لیسانس‌ وفوق‌لیسانس‌ هر جا بروند رییس‌شان‌ می‌كنند وبرج‌، به‌ برج‌ هم‌ پاداش‌ و حقوق‌ نیم‌ میلیونی‌ بایدبگیرند...اما این‌ روزها خیلی‌ها به‌ این‌ حقیقت‌غیرقابل‌ انكار پی‌ برده‌اند، در شرایطی‌ كه‌ دریافت‌مدرك‌ فوق‌ لیسانس‌ ظرف‌ سال‌های‌ اخیر بسیارآسان‌ شده‌ است‌...آن‌ كس‌ كه‌ پول‌ دارد و كمی‌هم‌ تلاش‌ كند، راحت‌ می‌تواند خود را بالاتربكشد و پست‌ بهتری‌ برای‌ آینده‌ خود در خیالاتش‌تصور كند. با این‌ همه‌ چند صباحی‌ كه‌ از فارغ‌ التحصیلی‌می‌گذرد... این‌ باور كه‌ دستیابی‌ به‌ عرصه‌ای‌مناسب‌ برای‌ فعالیت‌ و ورود به‌ بازار كار، متعلق‌ به‌از ما بهتران‌ است‌. چه‌ كسی‌ باور می‌كند در سرزمینی‌ كه‌ نفت‌ وزمین‌ بسیار و معادن‌ كشف‌ نشده‌ و امكانات‌ وسیعی‌هست‌ تا همه‌ جوانانش‌ فرصت‌ و شانس‌ یك‌زندگی‌ خوب‌ را به‌ محك‌ تجربه‌ گذارند، آب‌ ازآب‌ تكان‌ نمی‌خورد وقتی‌ از نخبگان‌ والمپیادی‌ها گرفته‌ تا بچه‌هایی‌ با استعدادها وتوانایی‌های‌ مختلف‌ می‌روند، تا آنچه‌ در چنته‌دارند در دیاری‌ دیگر به‌ منصه‌ ظهور درآورند. دو سه‌ سال‌ پیش‌ وقتی‌ برای‌ انجام‌ پروژه‌پایان‌نامه‌ با استاد راهنمایم‌ قرار می‌گذاشتم‌...اوپنج‌ شماره‌ تماس‌ مختلف‌ به‌ من‌ داد كه‌ هر كدام‌متعلق‌ به‌ جایی‌ بود...همان‌ موقع‌ با خودم‌ فكر كردم‌ عجب‌ آدم‌فعال‌ و پركاری‌، مگر می‌شود به‌ همه‌ این‌ كارهارسید. ساعتی‌ كه‌ برای‌ ملاقات‌ با او به‌ دفتر كارش‌در یكی‌ از سازمان‌ها رفتم‌، پلاك‌ بالای‌ در نشانگرآن‌ بود كه‌ آقای‌ دكتر...مدیر عامل‌ آن‌ سازمان‌است‌. تا حدی‌ خجالت‌ زده‌ بودم‌ كه‌ مزاحم‌ وقت‌استاد شده‌ام‌... بعد كه‌ به‌ اتاق‌كار ایشان‌ هدایت‌شدم‌. منشی‌ دفترشان‌ توضیح‌ داد، چند دقیقه‌دیگر آقای‌ دكتر جلسه‌شان‌ تمام‌ می‌شود. حدود۲۰ دقیقه‌ معطل‌ شدم‌. پس‌ از خاتمه‌ جلسه‌،چهره‌های‌ آشنایی‌ از چند سازمان‌ و نهاد دیگر راكه‌ به‌ دلیل‌ حرفه‌ام‌ از نزدیك‌ با آنها مصاحبه‌داشتم‌، از اتاق‌ آقای‌ دكتر بیرون‌ آمدند، بعدمتوجه‌ شدم‌ این‌ مجموعه‌ خودشان‌ یك‌ شركت‌ وانجمن‌ فرهنگی‌ تشكیل‌ داده‌اند كه‌ اتفاقا استاد من‌مدیر آن‌ شركت‌ است‌ و جلسه‌ ماهیانه‌شان‌ در اتاق‌كنفرانس‌ آقای‌ مدیرعامل‌ تشكیل‌ می‌شود و البته‌خرج‌ پذیرایی‌ آقایان‌ هم‌ برعهده‌ سازمان‌ متبوع‌آقای‌ مدیرعامل‌ است‌. دو روز بعد، قرار دیگری‌ با هم‌ داشتیم‌ در یكی‌از سازمان‌های‌ فرهنگی‌ و چند رو زبعد نشستن‌ دریكی‌ از دفاتر رسانه‌ای‌ كه‌ در اولی‌ استاد راهنمای‌من‌ مشاور مدیرعامل‌ و در دومی‌ مدیرمسئول‌تحریریه‌ بود. از او پرسیدم‌، امكانش‌ هست‌ در یكی‌از این‌ نهادهای‌ تحت‌ خدمت‌، جای‌ كاری‌ برای‌من‌ وجود داشته‌ باشد. او گفت‌، متاسفانه‌ این‌روزها كار محدود است‌ و متقاضی‌ زیاد، اما تلاشم‌را می‌كنم‌ و اگر خبری‌ شد، حتما خبرت‌ می‌كنم‌. البته‌ هیچ‌ وقت‌ از آن‌ استاد محترم‌ خبری‌ نشدو من‌ بالاخره‌ پایان‌ نامه‌ام‌ را دفاع‌ كردم‌. «شیوا چادر شب‌ فروش‌» فارغ‌ التحصیل‌رشته‌ تغزی‌، كه‌ اخیرا از طریق‌ اینترنت‌ توانسته‌برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ و كا در دانشگاه‌ «مك‌گیل‌»كانادا پذیرش‌ دریافت‌ كند، در این‌ باره‌ می‌گوید:روزی‌ كه‌ با رتبه‌ خوب‌ در این‌ رشته‌ قبول‌ شدم‌واقعا با علاقه‌ تمام‌ سعی‌ كردم‌ به‌ طور همزمان‌ دریكی‌ دو كارخانه‌ محصولات‌ غذایی‌ كه‌ آشنایانی‌داشتم‌ كارآموزی‌ كنم‌ و تصور می‌كردم‌ بعد ازكارآموزی‌، جذب‌ همان‌جاها می‌شوم‌، اما چون‌متاسفانه‌ آشنایان‌ من‌ پارتی‌های‌ وزینی‌ نبودند،نتوانستم‌ علیرغم‌ داشتن‌ سابقه‌ كار و مدرك‌ لیسانس‌مشغول‌ شوم‌، بعد برای‌ مدتی‌ سعی‌ كردم‌ این‌جا وآن‌جا همچنان‌ به‌ عنوان‌ كارآموز مشغول‌ شوم‌، كه‌البته‌ هر كدام‌ شش‌ ماه‌ بیشتر دوام‌ نداشت‌،دست‌آخر، منشی‌گری‌ یك‌ شركت‌ پخش‌ موادغذایی‌ را به‌ من‌ پیشنهاد كردند كه‌ گفتم‌ این‌ چه‌ربطی‌ به‌ تحصیلم‌ دارد؟...گفتند فعلا همین‌ است‌،مدتی‌ سعی‌ كردم‌ به‌ دلیل‌ علاقه‌ زیاد و توانایی‌ام‌در ترجمه‌ یكی‌ دو كتاب‌ رشته‌ تحصیلی‌ام‌ راترجمه‌ كنم‌، اما باز هم‌ برای‌ یافتن‌ یك‌ ناشر وحمایت‌كننده‌ با مشكل‌ مواجه‌ شدم‌.
«فرید صباحی‌» فارغ‌ التحصیل‌ رشته‌ ارتباطات‌می‌گوید: از ابتدای‌ تحصیل‌ در چند نشریه‌ مشغول‌بودم‌، چون‌ نشریات‌ هیچ‌ كدام‌ حقوق‌ ثابت‌ یا بیمه‌نداشتند... یكی‌ دو تای‌ آن‌ كه‌ تعطیل‌ شد، كاری‌در یكی‌ از شركت‌های‌ تبلیغاتی‌ به‌ من‌ پیشنهاد شدو همزمان‌، بازهم‌ به‌خاطر درآمد اندك‌ مجبورشدم‌ در اداره‌ پست‌ به‌صورت‌ روزمزد فعالیت‌كنم‌. خیلی‌ از همكارانم‌ كه‌ در آنجا روزمزدی‌ كارمی‌كردند، مجبور بودند به‌خاطر دادن‌ آمار بالا ودریافت‌ پورسانت‌ و مزد بیشتر از كار بدزدند.چون‌ كار دیگری‌ نداشتند...در چنین‌ شرایطی‌نوشتن‌ گزارش‌ و مطلب‌ و دنبال‌ سوژه‌ رفتن‌ وتحقیق‌ كردن‌ واقعا مشكل‌ بود. بدتر از همه‌ آن‌ بودكه‌ اغلب‌ این‌طرف‌ و آن‌طرف‌ در بعضی‌ سازمان‌هاو ادارات‌ با برخی‌ از همكلاسی‌هایم‌ كه‌ اتفاقاپارتی‌ ویژه‌ای‌ داشتند، برخورد می‌كردم‌ كه‌ برمسند چند شغل‌ كلیدی‌ تكیه‌ زده‌اند در حالی‌كه‌سوادشان‌ از بقیه‌ گاه‌ نه‌ تنها بیشتر نبود، بلكه‌ كمترهم‌ بود. به‌ نظر این‌ درد بزرگی‌ست‌ كه‌ آدم‌ تمام‌ آنچه‌را كه‌ باید، برای‌ رسیدن‌ به‌ موفقیت‌ در خود جمع‌آورد، اما امكان‌ استفاده‌ از آن‌ هرگز مهیا نشود.وقتی‌ به‌ هر دری‌ می‌زنی‌ آنچه‌ می‌خواهی‌نمی‌یابی‌، كم‌ كم‌ اعتماد به‌ نفست‌ را از دست‌می‌دهی‌... در یكی‌ از همین‌ جاهایی‌ كه‌ مشغول‌بودم‌، خودم‌ می‌دیدم‌ كه‌ چگونه‌ جوانان‌تحصیل‌كرده‌ و ماهر به‌ كار، به‌ خاطر بستن‌ قرار دادقطعی‌ و دریافت‌ چند هزار تومان‌ بیشتر زیر آب‌یكدیگر را می‌زدند و یا تن‌ به‌ برخی‌ رویه‌های‌غیراخلاقی‌ می‌سپردند.«دكتر عنایت‌ ا...میرورزنده‌» جامعه‌ شناس‌ وفارغ‌ التحصیل‌ دانشگاه‌ «كالیفرنیا» طی‌ مصاحبه‌ای‌در خصوص‌ مشكلات‌ و مصائب‌ جوانان‌ امروزمی‌گوید: نهادهای‌ اجتماعی‌ همان‌گونه‌ درشكل‌گیری‌ شخصیت‌ و آرمان‌گرایی‌ نوجوانان‌ وجوانان‌ موثرند كه‌ خانواده‌ و نهاد آموزش‌ وپرورش‌ و از آنجایی‌ كه‌ هنوز در كشورما همه‌خانواده‌ها به‌ آن‌ بالندگی‌ و تفكر كافی‌ در شناخت‌روانكاوانه‌ با فرزندان‌ خود دست‌ نیافته‌اند وهمچنان‌ نیازمند تعلیمات‌ ویژه‌اند، این‌ مهم‌ بردوش‌ نهاد آموزش‌ و پرورش‌ است‌. آموزش‌ و پرورش‌ وقتی‌ می‌تواند به‌ ترتیب‌نسلی‌ توانا، مبتكر و خلاق‌، اهتمام‌ ورزد كه‌ ازیگانگی‌ آراء و یك‌پارچه‌گی‌ رویه‌ سود برده‌ وقوانین‌ وضع‌ كند كه‌ خالق‌ نسلی‌ نمونه‌ شود.ریختن‌ مجموعه‌ای‌ از اطلاعات‌ مختلف‌ و گاه‌بی‌استفاده‌ در ذهن‌ بچه‌ها و دادن‌ و اعمال‌راهكارهای‌ جورواجور و پیاده‌ سازی‌ نظام‌های‌رنگارنگ‌ گاه‌ حتی‌ طی‌ دو سال‌ پیاپی‌ بدون‌ كاركارشناسانه‌ و نظرسنجی‌ و تحقیق‌ تنها موجب‌ ازهم‌پاشیدگی‌ نظام‌ فكری‌ نسل‌ها و گاه‌ افراد یك‌رده‌ یا نسل‌ می‌شود. بازآموزی‌ و طراحی‌ به‌ روزهمیشه‌ و در همه‌ جای‌ دنیا مرسوم‌ است‌، اما شیوه‌آموزش‌ در غالب‌ نظام‌های‌ آموزشی‌ چیزی‌نیست‌ كه‌ ناگهان‌ هر سال‌ مورد تغییر و تحول‌ قرارگیرد. وی‌ همچنین‌ می‌افزاید: داشتن‌ آموزش‌خوب‌، فراگیری‌ فنون‌، برای‌ به‌ دست‌آوردن‌ كار ودرآمد مناسب‌ مجموعه‌ای‌ ست‌ كه‌ منجر به‌ كسب‌و احیای‌ اعتماد به‌ نفس‌ در جوانان‌ می‌شود. این‌جوانان‌، همان‌هایی‌ هستند كه‌ آن‌ طرف‌ مرزهای‌این‌ كشور، در بسیاری‌ از موارد، جایگاه‌ها ومقامات‌ عالی‌ در خور توجهی‌ به‌ دست‌ آورده‌اند.چندی‌ پیش‌، در میان‌ یكی‌ از مقالات‌ روزنامه‌،توجهم‌ به‌ مقاله‌ای‌ درباره‌ تهیه‌ یك‌ فنجان‌ چای‌ دركره‌ جلب‌ شد، كه‌ نویسنده‌ آن‌ از نزدیك‌ با سفر به‌كشور كره‌ تحقیق‌ نسبتا جالبی‌ درباره‌ مراسم‌ تهیه‌چای‌ در كره‌ و مقایسه‌ آن‌ در برخی‌ شرایطاقتصادی‌ و تصمیم‌گیری‌های‌ داخلی‌ ایران‌ كرده‌و در پایان‌ با حضور در یكی‌ از جلسات‌، در یكی‌ ازشركت‌های‌ به‌ نام‌ كره‌ای‌، شاهد سخنرانی‌ مدیرجوان‌ آنجا بوده‌، كه‌ از برنامه‌ های‌ آینده‌ این‌شركت‌ گفته‌ و در پرسش‌ نویسنده‌ از وی‌ درخصوص‌ چگونگی‌ دستیابی‌ به‌ این‌ برنامه‌های‌آرمانی‌ بالبخند و بسیار جدی‌ پاسخ‌ می‌دهد، اگرغیر از این‌ اتفاق‌ بیفتد بر اساس‌ رسم‌، خود را ازبالای‌ ساختمان‌ شركت‌ به‌ زیر پرتاب‌ می‌كند.كاری‌ كه‌ چندی‌ پیش‌ برای‌ یكی‌ از مدیران‌ شركت‌معروف‌ كره‌ای‌ اتفاق‌ افتاد. مطمئنا اگر چین‌ میلیاردی‌ می‌تواند بازارهای‌جهان‌ را با نیروی‌ انسانی‌ جوان‌ ماهر خود فتح‌ كندو اقتصاد دنیا را بلرزاند، آیا ایران‌، با وجودجمعیت‌ بیش‌ از۶۰درصدی‌ جوان‌ كه‌ روز به‌ روزنیز متخصص‌تر می‌شود، از عهده‌ این‌ مهم‌برنمی‌آید ما در كشورمان‌، پول‌ داریم‌، نیروی‌ انسانی‌داریم‌، اما «مدیریت‌» نداریم‌، نفت‌ از ۱۰دلار به‌۵۰ دلار می‌رسد، اما هیچ‌ اتفاقی‌ در وضع‌ اقتصادمردم‌ نمی‌افتد، به‌ خصوص‌ جوانانی‌ كه‌ به‌ دنبال‌كار، مسكن‌ و ازدواج‌ هستند. ما زمین‌ داریم‌،كشاورز داریم‌، اما میوه‌ها در باغ‌ها به‌ قیمت‌ ارزان‌خریده‌ می‌شود و در شهرهای‌ بزرگ‌ به‌ قیمت‌ بالافروخته‌ می‌شود. به‌ نظر شما راز این‌ موضوع‌ درچیست‌؟ عدم‌ مدیریت‌ صحیح‌ و اگر هم‌ مدیریتی‌باشد، یك‌ مدیریت‌ سنتی‌ و بومی‌ است‌ و همین‌ امرباعث‌ شده‌ كه‌ جوانان‌ به‌ مدیران‌ گذشته‌ بی‌ اعتمادشوند و از طرفی‌ مسئولین‌ با تجربه‌ هم‌ به‌ جوان‌اعتماد چندان‌ ندارند تا امور را به‌ دست‌ آنان‌بدهند، شاید همین‌ امر باعث‌ شده‌ كه‌ طی‌سال‌های‌ اخیر، بیشتر پست‌ها در دست‌ عده‌ای‌خاص‌ بوده‌ و دست‌ به‌ دست‌ شده‌ است‌. شایدسنتی‌ فكر كردن‌ مدیران‌ گذشته‌ كشور و عدم‌اعتماد به‌ جوانان‌، راز موضوع‌ یاد شده‌ بود، پس‌باید به‌ این‌ جوانان‌ اعتماد كرد و این‌ جوانان‌ رادرك‌ كرد، جوانان‌ این‌ مرز و بوم‌ اعتقاد دارند كه‌ما نسل‌ سومی‌ها، را یك‌ جوان‌ بهتر درك‌ می‌كند وزمانی‌ كه‌ این‌ جوان‌، مدیر هم‌ باشد، نسل‌ سوم‌جوان‌ را بهتر درك‌ می‌كند و جوان‌ هم‌ این‌ مدیرنسل‌ سومی‌ را به‌ همان‌ شكل‌ درك‌ می‌كند،به‌هرحال‌ باید مشكلات‌ جوان‌ را حل‌ كرد و چه‌بهتر كه‌ مشكل‌ جوانان‌ را مدیران‌ جوان‌ حل‌ كنند.





طبقه بندی: مطالب حقوقی، جوان و جامعه و مشکلات، مشکلات جوانان باید پیگیری شود، مشکلات حقوقی جوانان و ازدواج،
برچسب ها: مشکلات‌ جوانان‌ امروز چیست‌؟، هوشنگ پورزند، متخصص‌،

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات
اساسنامه اتحادیه صنف مشاورین املاک اهواز

 

(( فصل اول ))

هدف و کلیات

ماده 1- در اجرای ماده 22 قانون نظام صنفی و قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها به منظور حفظ و حمایت از حقوق صنفی و انجام وظایف مقرر در قانون و آیین نامه های مربوطه و نیز ایجاد و تحکیم اصول و همکاری بین افراد صنف و بهبود وضع پیشه و خدمات در ارتباط با رفاه مصرف کنندگان، بهبود اقتصاد شهر و تسهیل روابط افراد صنفی با موسسات دولتی و خصوصی اتحادیه‌ای بنام اتحادیه صنف مشاورین املاک اهواز تشکیل می گردد .

·     تبصره : اتحادیه فوق الذکر تشکیلاتی است صنفی و غیر سیاسی و غیر انتفاعی که در این اساسنامه اختصارا اتحادیه نامیده می‌شود .

ماده 2- اتحادیه تابعیت جمهوری اسلامی ایران را دارد و اعضای وابسته به آن التزام خود را به قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌دارند .

ماده 3- محل اتحادیه شهر اهواز کیانپارس خیابان 19 غربی اول فاز سه/3 جنب پارک گلچهره پلاک 7 تلفن 3911800 – 3911801 – 3911802 می‌باشد.

·     تبصره : تغییر محل اتحادیه منوط به تصویب هیات مدیره اتحادیه و تایید مجمع امور صنفی مربوطه می‌باشد و بایستی ظرف مدت سه روز به وزارتخانه ها و سازمان های ذیربط و اعضاء به نحو مقتضی اعلام گردد.

ماده 4- عضویت اتحادیه برای کلیه اشخاص، اعم از حقیقی و یا حقوقی که طبق تعریف ماده 2 قانون نظام صنفی، در صنف  مشاورین املاک شهر اهواز مشمول شناخته می‌شوند، الزامی و کلیه اعضا مکلفند مقررات این اساسنامه و همچنین سایر مقرراتی را که در اجرای قانون تدوین و برقرار می شود رعایت نمایند.

·     تبصره : طرحها و برنامه‌ها و سایر اقداماتی که در اساسنامه پیش‌بینی شده و به نحوی با وظایف یکی از وزارتخانه‌ها یا سازمانهای دولتی ارتباط دارد، پس از کسب موافقت وزارتخانه یا سازمان دولتی ذیربط به مرحله اجرا در خواهد آمد.

ماده 5- برای هر یک از اعضای اتحادیه کارت عضویت که دارای شماره مسلسل باشد صادر و تسلیم می‌گردد. مشخصات کارت عضویت در دفتری که در اتحادیه خواهد بود ثبت و نگهداری می‌شود.


((فصل دوم ))

ارکان اتحادیه

ماده 6- هیات مدیره اتحادیه مرکب از 5 نفر که طبق مقررات آیین نامه انتخابات اتحادیه‌های صنفی موضوع ماده 58 قانون نظام صنفی انتخاب می‌شوند.

·     تبصره: هیات مدیره اتحادیه بر اساس ماده 1 آئین‌نامه اجرایی تبصره 3 ماده 22 قانون نظام صنفی موضوع انتخابات هیات مدیره اتحادیه‌های صنفی از بین افراد صنف با رای مخفی و اکثریت نسبی آراء ماخوذه از تاریخ انتخابات به مدت 4 سال تعیین می‌شوند.

ماده 7 – اتحادیه حداقل دارای چهار/4 کمیسیون بشرح ذیل خواهد بود :

تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
: کمیسیون رسیدگی به شکایات به منظور رسیدگی به شکایات ارباب رجوع و مشتری و نظارت در حسن انجام کار و رعایت مقررات و اصول کسب توسط افراد صنفی.

2 : کمیسیون حل اختلاف صنفی بمنظور رسیدگی به اختلافات افراد صنفی.

3 : کمیسیون بازرسی بمنظور نظارت بر فعالیت واحدهای صنفی.

4 : کمیسیون آموزش به منظور آموزش متصدیان واحدهای صنفی.

ماده 8 – جلسات هیات مدیره بطور عادی هر هفته یکبار در روز معین در محل اتحادیه تشکیل می‌گردد و هرگاه روز مذکور مصادف با تعطیل شود روز بعد از تعطیل ، جلسه هیات مدیره تشکیل خواهد شد.

ماده 9 – تشکیل جلسه فوق العاده با دعودت رییس و در غیاب وی با دعودت نایب رییس بلامانع است. تشخیص ضرورت تشکیل جلسه فوق العاده موکول به پیشنهاد سه نفر از اعضای هیئت مدیره خواهد بود .

ماده 10- جلسات هیات مدیره را رئیس و در غیاب وی نایب رئیس اداره خواهد نمود و تنظیم صورتجلسات و ثبت تصمیمات هیات مدیره بعهده منشی می باشد. در غیاب منشی، رئیس جلسه یکی از اعضاء هیات مدیره را برای انجام این وظیفه انتخاب می‌نماید.

ماده 11- صورت مذاکرات و تصمیمات هیات مدیره در دفتر مخصوصی ثبت می شود و در پایان هر جلسه به امضای عده حاضر خواهد رسید. هیات مدیره مسئول حفظ و نگهداری دفتر مزبور می‌باشد .

ماده 12- جلسات عادی با حضور حداقل نصف به اضافه یک اعضا رسمیت می‌یابد و مصوبات آن با اکثریت نسبی حاضران در جلسه و در صورت تساوی آرا ، رای طرفی که رییس جلسه در آن است معتبر خواهد بود .

ماده 13- در مواردیکه هر یک از اعضای هیات مدیره بدون عذر موجه سه جلسه متوالی و یا پنج جلسه متناوب و در ظرف شش ماه از حضور در جلسات عادی یا فوق العاده خودداری نماید مراتب باید از طرف هیات مدیره به مجمع امور صنفی ذیربط اعلام شود. مجمع مذکور مکلف است ظرف مدت 15 روز به موضوع رسیدگی نماید و در صورت احراز غیر موجه بودن غیبت، معافیت او را از عضویت هیات مدیره به کمیسیون نظارت شهر مربوطه پیشنهاد می‌نماید نظر کمیسیون نظارت در این مورد قطعی و غیر قابل اعتراض است.

·     تبصره : در صورتیکه پس از رسمیت یافتن جلسه هر یک از حاضران در جلسه بدون اجازه جلسه را ترک نموده و با خروج خود جلسه را از اکثریت، بیندازد. در حکم غائب بدون عذر موجه محسوب و مطابق این ماده با وی رفتار خواهد شد .

ماده 14- چنانچه هر یک از اعضای هیات مدیره مستعفی شود و از تاریخ ثبت استعفای نامه در دفتر اتحادیه تا یک هفته انصراف خود را از استعفای اعلام ننماید موضوع در هیات مدیره مطرح و طبق مفاد ماده 13 این اساسنامه اقدام می‌گردد.

ماده 15- در صورتیکه عضوی از اعضای هیات مدیره اتحادیه فوت کند و یا مستعفی و یا اخراج گردد و یا یکی از شرایط انتخاب شوندگان را از دست دهد، به ترتیب زیر عمل خواهد شد .

تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
1 : مراتب توسط اتحادیه از طریق مجمع امور صنفی ذیربط به کمیسیون نظارت گزارش می‌شود تا در صورت وجود داوطلبانی که در انتخابات اتحادیه، بعد از هیات مدیره دارای رای بیشتری بوده‌اند بجای عضو مذکور دعوت به عضویت هیات مدیره گردد. در صورت تساوی آراء جانشین عضو مذکور به قید قرعه از بین دارندگان آرای مساوی انتخاب و به اتحادیه معرفی خواهد شد. مدت عضویت جانشین در هیات مدیره تابع بقیه مدت قانونی هیات مدیره خواهد بود .

2 : در صورتیکه داوطلبان، به تعداد اعضای هیات مدیره بوده و داوطلب دیگری نباشد، هیات مدیره با تعداد باقیمانده، مادامی که تشکیل هیات مدیره از نظر حصول اکثریت کافی می‌باشد وظایف خود را انجام خواهد داد.

3 : در صورتیکه تعداد اعضای متوفی و یا مستعفی و یا برکنار شده، به میزانی باشد که هیات مدیره اکثریت قانونی خود را از دست بدهد، در این حالت مراتب برای اخذ تصمیم از طریق مجمع امور صنفی ذیربط به کمیسیون نظارت گزارش می‌گردد.

ماده 16- نظم جلسات هیات مدیره با رئیس جلسه است و هر یک از اعضاء که بر خلاف نظم رفتار کنند، مراتب از طرف رئیس جلسه به او اخطار می‌شود و در صورت تکرار به دستور رییس از جلسه اخراج و موضوع در صورتجلسه درج خواهد گردید.

·         تبصره : در هر یک از جلسات هیات مدیره حداکثر سه نفر می‌توانند هر یک بمدت ده دقیقه قبل از دستور صحبت نمایند.

ماده 17- مذاکرات در جلسات هیات مدیره با اجازه رییس جلسه و رعایت نوبت در اطراف دستور جلسه صورت می گیرد .

ماده 18- وظایف هیات مدیره بشرح زیر است :

تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
1 : اجرای مصوبات و بخشنامه های هیات عالی نظارت و کمیسیون نظارت که در چارچوب قانونی نظام صنفی بوده و از طریق مجمع امور صنفی به اتحادیه ابلاغ می‌گردد .

2 : دریافت تقاضا و مدارک متقاضیان پروانه کسب و انجام اقدام قانونی لازم با رعایت مقررات مربوطه جهت صدور پروانه کسب.

3 : ابطال پروانه و تعطیل محل کسب طبق مقررات مربوطه و اعلام آن به کمیسیون نظارت و جلوگیری از ادامه فعالیت واحدهای صنفی که بدون پروانه دایر می شوند و یا پروانه آنان بعللی باطل می‌گردد.

4 : تهیه ضوابط داخلی اتحادیه برای صدور پروانه کسب جهت انواع مشاغل و تغییرات لازم در هریک از آنان بمنظور ارایه به مجمع امور صنفی ذیربط که بتصویب کمیسیون نظارت خواهد رسید.

5 : تهیه و تنظیم آیین نامه‌های مالی، استخدامی، اداری و آموزشی و تشکیلاتی اتحادیه و تغییرات آنان بمنظور پیشنهاد به مجمع امور صنفی ذیربط.

6 : تنظیم بودجه و ترازنامه سالیانه اتحادیه و تسلیم به مجمع امور صنفی جهت بررسی و تصویب .

7 : تهیه و ارسال آمار و اطلاعات مورد نیاز به وزارتخانه ها و سازمانهای ذیربط.

8 : ایجاد تسهیلات لازم بمنظور آموزش مربوط به امور صنفی ، حرفه ای و هنری افراد صنفی مستقلاً یا با کمک سازمانهای دولتی و یا خصوصی و همکاری لازم با وزارت کار و امور اجتماعی در تامین این منظور طبق مقررات مربوطه.

9 : تشکیل کمیسیون های فنی، حل اختلاف صنفی و بازرسی اتحادیه.

10 : بررسی و تهیه لیست انواع کالاهای مورد عرضه رسته های تحت پوشش اتحادیه.

11 : انتخاب و معرفی نماینده اتحادیه جهت عضویت در مجمع امور صنفی به کمیسیون نظارت.

12 : مراقبت در اجرای تصمیمات مجمع امور صنفی و کمیسیون نظارت درباره ساعات کار و تعطیلات واحدهای صنفی.

13 : مراقبت در حسن اجرای وظایف قانونی که بعهده اتحادیه محول شده و می شود .


(( فصل سوم ))

امور مالی

ماده 19- هیات مدیره مکلف است حسابجاری در یکی از بانکهای کشور بنام اتحادیه افتتاح و کلیه وجوه دریافتی مربوط به اتحادیه در حساب مزبور واریز و تمام پرداخت‌ها را نیز از حساب بانکی با صدور چک انجام شد.

ماده 20- چک ها و اوراق بهادار و اسناد و تعهدات مالی و حقوقی با امضای رئیس و خزانه‌دار و با مهر اتحادیه معتبر خواهد بود و در غیاب رییس، نایب رییس امضا خواهد کرد.

ماده 21- نامه‌های اداری و استخدامی و اسناد غیر مالی اتحادیه با امضای رییس و در غیاب او به امضای نایب رییس و مهر اتحادیه صادر می‌شود.

ماده 22- هیات مدیره می‌تواند حق عضویت اعضای اتحادیه را هر سه ماه یکبار وصول نماید.

ماده 23- خزانه‌دار اتحادیه مکلف است آخر هر ماه صورت وجوه وصولی اتحادیه را تهیه و در اولین جلسه هیات مدیره که پس از پایان هر ماه تشکیل می‌شود گزارش نماید. خلاصه گزارش در دفتر صورتجلسات هیات مدیره منعکس خواهد شد.

ماده 24- درآمد و هزینه‌های اتحادیه در دفاتر قانونی ثبت و شرح و بیلان آن در پایان اردیبهشت ماه هر سال جهت بررسی به مجمع امور صنفی ذیربط ارایه خواهد شد.

ماده 25- هیات مدیره مکلف است هر سه ماه یکبار نسبت به پرداخت وجوهی که بر اساس آیین نامه اجرایی ماده 29 قانون نظام صنفی پیش‌بینی گردیده و به حساب مجمع مذکور واریز نماید.

ماده 26- مسولیت اعضای هیات مدیره نسبت به اموال متعلق به اتحادیه اعم از منقول، غیر منقول، مهر، اسناد، تعهدات و وجوه بمنزله مسوولیت وکیل در مقابل موکل است.

ماده 27- اتحادیه می‌تواند با کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آرم مخصوصی را برای خود تهیه نماید.

ماده 28- اتحادیه‌های صنفی موظفند نسبت به ثبت اتحادیه در وزارت کشور اقدام و هرگونه تغییرات در هیات مدیره خود را نیز جهت ثبت به وزارت مذکور اعلام نمایند.

ماده 29- سایر موارد پیش‌بینی نشده در این اساسنامه مطابق قانون نظام صنفی و آیین‌نامه‌های مربوطه خواهد بود.

ماده 30- این اساسنامه مشتمل بر سه فصل و 30 ماده و 7 تبصره در تاریخ یکم مهر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت به تصویب هیات مدیره اتحادیه صنف مشاورین املاک اهواز رسیده و به استناد ماده 2 قانون فعالیت احزاب و جمعیت‌ها در وزارت کشور به ثبت رسیده است .  


اساسنامه اتحادیه صنف مشاورین املاک اهواز

 

(( فصل اول ))

هدف و کلیات

ماده 1- در اجرای ماده 22 قانون نظام صنفی و قانون فعالیت احزاب و جمعیت ها به منظور حفظ و حمایت از حقوق صنفی و انجام وظایف مقرر در قانون و آیین نامه های مربوطه و نیز ایجاد و تحکیم اصول و همکاری بین افراد صنف و بهبود وضع پیشه و خدمات در ارتباط با رفاه مصرف کنندگان، بهبود اقتصاد شهر و تسهیل روابط افراد صنفی با موسسات دولتی و خصوصی اتحادیه‌ای بنام اتحادیه صنف مشاورین املاک اهواز تشکیل می گردد .

·     تبصره : اتحادیه فوق الذکر تشکیلاتی است صنفی و غیر سیاسی و غیر انتفاعی که در این اساسنامه اختصارا اتحادیه نامیده می‌شود .

ماده 2- اتحادیه تابعیت جمهوری اسلامی ایران را دارد و اعضای وابسته به آن التزام خود را به قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌دارند .

ماده 3- محل اتحادیه شهر اهواز کیانپارس خیابان 19 غربی اول فاز سه/3 جنب پارک گلچهره پلاک 7 تلفن 3911800 – 3911801 – 3911802 می‌باشد.

·     تبصره : تغییر محل اتحادیه منوط به تصویب هیات مدیره اتحادیه و تایید مجمع امور صنفی مربوطه می‌باشد و بایستی ظرف مدت سه روز به وزارتخانه ها و سازمان های ذیربط و اعضاء به نحو مقتضی اعلام گردد.

ماده 4- عضویت اتحادیه برای کلیه اشخاص، اعم از حقیقی و یا حقوقی که طبق تعریف ماده 2 قانون نظام صنفی، در صنف  مشاورین املاک شهر اهواز مشمول شناخته می‌شوند، الزامی و کلیه اعضا مکلفند مقررات این اساسنامه و همچنین سایر مقرراتی را که در اجرای قانون تدوین و برقرار می شود رعایت نمایند.

·     تبصره : طرحها و برنامه‌ها و سایر اقداماتی که در اساسنامه پیش‌بینی شده و به نحوی با وظایف یکی از وزارتخانه‌ها یا سازمانهای دولتی ارتباط دارد، پس از کسب موافقت وزارتخانه یا سازمان دولتی ذیربط به مرحله اجرا در خواهد آمد.

ماده 5- برای هر یک از اعضای اتحادیه کارت عضویت که دارای شماره مسلسل باشد صادر و تسلیم می‌گردد. مشخصات کارت عضویت در دفتری که در اتحادیه خواهد بود ثبت و نگهداری می‌شود.


((فصل دوم ))

ارکان اتحادیه

ماده 6- هیات مدیره اتحادیه مرکب از 5 نفر که طبق مقررات آیین نامه انتخابات اتحادیه‌های صنفی موضوع ماده 58 قانون نظام صنفی انتخاب می‌شوند.

·     تبصره: هیات مدیره اتحادیه بر اساس ماده 1 آئین‌نامه اجرایی تبصره 3 ماده 22 قانون نظام صنفی موضوع انتخابات هیات مدیره اتحادیه‌های صنفی از بین افراد صنف با رای مخفی و اکثریت نسبی آراء ماخوذه از تاریخ انتخابات به مدت 4 سال تعیین می‌شوند.

ماده 7 – اتحادیه حداقل دارای چهار/4 کمیسیون بشرح ذیل خواهد بود :

تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
: کمیسیون رسیدگی به شکایات به منظور رسیدگی به شکایات ارباب رجوع و مشتری و نظارت در حسن انجام کار و رعایت مقررات و اصول کسب توسط افراد صنفی.

2 : کمیسیون حل اختلاف صنفی بمنظور رسیدگی به اختلافات افراد صنفی.

3 : کمیسیون بازرسی بمنظور نظارت بر فعالیت واحدهای صنفی.

4 : کمیسیون آموزش به منظور آموزش متصدیان واحدهای صنفی.

ماده 8 – جلسات هیات مدیره بطور عادی هر هفته یکبار در روز معین در محل اتحادیه تشکیل می‌گردد و هرگاه روز مذکور مصادف با تعطیل شود روز بعد از تعطیل ، جلسه هیات مدیره تشکیل خواهد شد.

ماده 9 – تشکیل جلسه فوق العاده با دعودت رییس و در غیاب وی با دعودت نایب رییس بلامانع است. تشخیص ضرورت تشکیل جلسه فوق العاده موکول به پیشنهاد سه نفر از اعضای هیئت مدیره خواهد بود .

ماده 10- جلسات هیات مدیره را رئیس و در غیاب وی نایب رئیس اداره خواهد نمود و تنظیم صورتجلسات و ثبت تصمیمات هیات مدیره بعهده منشی می باشد. در غیاب منشی، رئیس جلسه یکی از اعضاء هیات مدیره را برای انجام این وظیفه انتخاب می‌نماید.

ماده 11- صورت مذاکرات و تصمیمات هیات مدیره در دفتر مخصوصی ثبت می شود و در پایان هر جلسه به امضای عده حاضر خواهد رسید. هیات مدیره مسئول حفظ و نگهداری دفتر مزبور می‌باشد .

ماده 12- جلسات عادی با حضور حداقل نصف به اضافه یک اعضا رسمیت می‌یابد و مصوبات آن با اکثریت نسبی حاضران در جلسه و در صورت تساوی آرا ، رای طرفی که رییس جلسه در آن است معتبر خواهد بود .

ماده 13- در مواردیکه هر یک از اعضای هیات مدیره بدون عذر موجه سه جلسه متوالی و یا پنج جلسه متناوب و در ظرف شش ماه از حضور در جلسات عادی یا فوق العاده خودداری نماید مراتب باید از طرف هیات مدیره به مجمع امور صنفی ذیربط اعلام شود. مجمع مذکور مکلف است ظرف مدت 15 روز به موضوع رسیدگی نماید و در صورت احراز غیر موجه بودن غیبت، معافیت او را از عضویت هیات مدیره به کمیسیون نظارت شهر مربوطه پیشنهاد می‌نماید نظر کمیسیون نظارت در این مورد قطعی و غیر قابل اعتراض است.

·     تبصره : در صورتیکه پس از رسمیت یافتن جلسه هر یک از حاضران در جلسه بدون اجازه جلسه را ترک نموده و با خروج خود جلسه را از اکثریت، بیندازد. در حکم غائب بدون عذر موجه محسوب و مطابق این ماده با وی رفتار خواهد شد .

ماده 14- چنانچه هر یک از اعضای هیات مدیره مستعفی شود و از تاریخ ثبت استعفای نامه در دفتر اتحادیه تا یک هفته انصراف خود را از استعفای اعلام ننماید موضوع در هیات مدیره مطرح و طبق مفاد ماده 13 این اساسنامه اقدام می‌گردد.

ماده 15- در صورتیکه عضوی از اعضای هیات مدیره اتحادیه فوت کند و یا مستعفی و یا اخراج گردد و یا یکی از شرایط انتخاب شوندگان را از دست دهد، به ترتیب زیر عمل خواهد شد .

تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
1 : مراتب توسط اتحادیه از طریق مجمع امور صنفی ذیربط به کمیسیون نظارت گزارش می‌شود تا در صورت وجود داوطلبانی که در انتخابات اتحادیه، بعد از هیات مدیره دارای رای بیشتری بوده‌اند بجای عضو مذکور دعوت به عضویت هیات مدیره گردد. در صورت تساوی آراء جانشین عضو مذکور به قید قرعه از بین دارندگان آرای مساوی انتخاب و به اتحادیه معرفی خواهد شد. مدت عضویت جانشین در هیات مدیره تابع بقیه مدت قانونی هیات مدیره خواهد بود .

2 : در صورتیکه داوطلبان، به تعداد اعضای هیات مدیره بوده و داوطلب دیگری نباشد، هیات مدیره با تعداد باقیمانده، مادامی که تشکیل هیات مدیره از نظر حصول اکثریت کافی می‌باشد وظایف خود را انجام خواهد داد.

3 : در صورتیکه تعداد اعضای متوفی و یا مستعفی و یا برکنار شده، به میزانی باشد که هیات مدیره اکثریت قانونی خود را از دست بدهد، در این حالت مراتب برای اخذ تصمیم از طریق مجمع امور صنفی ذیربط به کمیسیون نظارت گزارش می‌گردد.

ماده 16- نظم جلسات هیات مدیره با رئیس جلسه است و هر یک از اعضاء که بر خلاف نظم رفتار کنند، مراتب از طرف رئیس جلسه به او اخطار می‌شود و در صورت تکرار به دستور رییس از جلسه اخراج و موضوع در صورتجلسه درج خواهد گردید.

·         تبصره : در هر یک از جلسات هیات مدیره حداکثر سه نفر می‌توانند هر یک بمدت ده دقیقه قبل از دستور صحبت نمایند.

ماده 17- مذاکرات در جلسات هیات مدیره با اجازه رییس جلسه و رعایت نوبت در اطراف دستور جلسه صورت می گیرد .

ماده 18- وظایف هیات مدیره بشرح زیر است :

تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
1 : اجرای مصوبات و بخشنامه های هیات عالی نظارت و کمیسیون نظارت که در چارچوب قانونی نظام صنفی بوده و از طریق مجمع امور صنفی به اتحادیه ابلاغ می‌گردد .

2 : دریافت تقاضا و مدارک متقاضیان پروانه کسب و انجام اقدام قانونی لازم با رعایت مقررات مربوطه جهت صدور پروانه کسب.

3 : ابطال پروانه و تعطیل محل کسب طبق مقررات مربوطه و اعلام آن به کمیسیون نظارت و جلوگیری از ادامه فعالیت واحدهای صنفی که بدون پروانه دایر می شوند و یا پروانه آنان بعللی باطل می‌گردد.

4 : تهیه ضوابط داخلی اتحادیه برای صدور پروانه کسب جهت انواع مشاغل و تغییرات لازم در هریک از آنان بمنظور ارایه به مجمع امور صنفی ذیربط که بتصویب کمیسیون نظارت خواهد رسید.

5 : تهیه و تنظیم آیین نامه‌های مالی، استخدامی، اداری و آموزشی و تشکیلاتی اتحادیه و تغییرات آنان بمنظور پیشنهاد به مجمع امور صنفی ذیربط.

6 : تنظیم بودجه و ترازنامه سالیانه اتحادیه و تسلیم به مجمع امور صنفی جهت بررسی و تصویب .

7 : تهیه و ارسال آمار و اطلاعات مورد نیاز به وزارتخانه ها و سازمانهای ذیربط.

8 : ایجاد تسهیلات لازم بمنظور آموزش مربوط به امور صنفی ، حرفه ای و هنری افراد صنفی مستقلاً یا با کمک سازمانهای دولتی و یا خصوصی و همکاری لازم با وزارت کار و امور اجتماعی در تامین این منظور طبق مقررات مربوطه.

9 : تشکیل کمیسیون های فنی، حل اختلاف صنفی و بازرسی اتحادیه.

10 : بررسی و تهیه لیست انواع کالاهای مورد عرضه رسته های تحت پوشش اتحادیه.

11 : انتخاب و معرفی نماینده اتحادیه جهت عضویت در مجمع امور صنفی به کمیسیون نظارت.

12 : مراقبت در اجرای تصمیمات مجمع امور صنفی و کمیسیون نظارت درباره ساعات کار و تعطیلات واحدهای صنفی.

13 : مراقبت در حسن اجرای وظایف قانونی که بعهده اتحادیه محول شده و می شود .


(( فصل سوم ))

امور مالی

ماده 19- هیات مدیره مکلف است حسابجاری در یکی از بانکهای کشور بنام اتحادیه افتتاح و کلیه وجوه دریافتی مربوط به اتحادیه در حساب مزبور واریز و تمام پرداخت‌ها را نیز از حساب بانکی با صدور چک انجام شد.

ماده 20- چک ها و اوراق بهادار و اسناد و تعهدات مالی و حقوقی با امضای رئیس و خزانه‌دار و با مهر اتحادیه معتبر خواهد بود و در غیاب رییس، نایب رییس امضا خواهد کرد.

ماده 21- نامه‌های اداری و استخدامی و اسناد غیر مالی اتحادیه با امضای رییس و در غیاب او به امضای نایب رییس و مهر اتحادیه صادر می‌شود.

ماده 22- هیات مدیره می‌تواند حق عضویت اعضای اتحادیه را هر سه ماه یکبار وصول نماید.

ماده 23- خزانه‌دار اتحادیه مکلف است آخر هر ماه صورت وجوه وصولی اتحادیه را تهیه و در اولین جلسه هیات مدیره که پس از پایان هر ماه تشکیل می‌شود گزارش نماید. خلاصه گزارش در دفتر صورتجلسات هیات مدیره منعکس خواهد شد.

ماده 24- درآمد و هزینه‌های اتحادیه در دفاتر قانونی ثبت و شرح و بیلان آن در پایان اردیبهشت ماه هر سال جهت بررسی به مجمع امور صنفی ذیربط ارایه خواهد شد.

ماده 25- هیات مدیره مکلف است هر سه ماه یکبار نسبت به پرداخت وجوهی که بر اساس آیین نامه اجرایی ماده 29 قانون نظام صنفی پیش‌بینی گردیده و به حساب مجمع مذکور واریز نماید.

ماده 26- مسولیت اعضای هیات مدیره نسبت به اموال متعلق به اتحادیه اعم از منقول، غیر منقول، مهر، اسناد، تعهدات و وجوه بمنزله مسوولیت وکیل در مقابل موکل است.

ماده 27- اتحادیه می‌تواند با کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آرم مخصوصی را برای خود تهیه نماید.

ماده 28- اتحادیه‌های صنفی موظفند نسبت به ثبت اتحادیه در وزارت کشور اقدام و هرگونه تغییرات در هیات مدیره خود را نیز جهت ثبت به وزارت مذکور اعلام نمایند.

ماده 29- سایر موارد پیش‌بینی نشده در این اساسنامه مطابق قانون نظام صنفی و آیین‌نامه‌های مربوطه خواهد بود.

ماده 30- این اساسنامه مشتمل بر سه فصل و 30 ماده و 7 تبصره در تاریخ یکم مهر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت به تصویب هیات مدیره اتحادیه صنف مشاورین املاک اهواز رسیده و به استناد ماده 2 قانون فعالیت احزاب و جمعیت‌ها در وزارت کشور به ثبت رسیده است .  





طبقه بندی: مسائل حقوقی املاک ومستقلات، حقوق ثبتی، اسناد قولنامه ای وماده 147 ثبت، مستاجر و موجر، کد رهگیری معاملات املاک چیست؟، مزایای کد رهگیری املاک، نمونه قرارداد اجاره نامه، قانون معاملات زمین مصوب سال 1354، سر قفلی وحق کسب وپیشه،
برچسب ها: هوشنگ پورزند، اساسنامه، مشاورین املاک،

تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394 | 08:48 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات
-اعیان در اصطلاح ثبت به آنچه بر روی زمین ساخته می‌شود اطلاق میگردد گرچه از نظر حقوقی كلمه زمین خود دلالت برعرصه و اعیان می‌نماید ولی در امر ثبت مراد از اعیان مستحدثاتی است كه روی ملك(زمین) بنا می‌گردد.

 

روش صدور اسناد مالكیت اعیانی(موضوع‌ماده104مكررآئیننامه قانون‌ثبت)

 

1-درخواست صدور سند مالكیت اعیانی به ضمیمه مدارك لازم

2-دستور ثبت تقاضا در دفتر اندیكاتور توسط مسئول مربوطه و ارجاع به نماینده

3-ثبت تقاضا در دفتر اندیكاتور

4-ضمیمه نمودن پرونده بوسیله بایگانی و ارسال نزد نماینده

5-بررسی پرونده بوسیله نماینده و تهیه اخطار تعیین روز معاینه محل و تعیین حدود

6-امضاء اخطارهای تهیه شده بوسیله مسئول مربوطه

7-صدور اخطارهای تهیه شده از دفتر اندیكاتور

8-تسلیم اخطارها به مامور مربوطه جهت ابلاغ به مجاورین و واگذاركننده حق اعیانی و متقاضی و برگشت پرونده به بایگانی

9-ابلاغ اخطارها به مجاورین و واگذاركننده حق اعیانی و متقاضی

10-برگشت اخطارهای ابلاغ شده و ضبط در پرونده مربوطه تا روز تعیین حدود

11-مراجعه متقاضی در روز تعیین حدود به ثبت محل

12-ارسال پرونده نزد مسئول اداره و تعیین نماینده و نقشه بردار جهت اعزام به محل همراه متقاضی

-13عزیمت نماینده و نقشه بردار به محل همراه متقاضی

14-معرفی ملك بوسیله متقاضی و تشخیص حدود توسط نماینده و برداشت نقشه ملك و ارزیابی آن توسط نقشه بردار و تعیین وقت مراجعه بعدی متقاضی

15-ترسیم نقشه و تنظیم برگ ارزیابی بوسیله نقشه بردار و تهیه صورت جلسه تعیین حدود و پیش نویس سند مالكیت اعیانی توسط نماینده و امضاء آنها بوسیله نماینده و نقشه بردار و متقاضی

16-ارائه گزارش انجام تعیین حدود به ضمیمه پیش نویس سند مالكیت به مسئول اداره توسط نماینده

17-بررسی گزارش نماینده و دستور ثبت صورت مجلس تعیین حدود در دفتر اندیكاتور توسط مسئول اداره و دستور پرداخت فوق‌العاده نماینده و نقشه بردار

18-ثبت صورت جلسه تعیین حدود در دفتر اندیكاتور

19-ارسال پرونده به حسابداری و پرداخت فوق‌العاده نماینده و نقشه بردار

20-برگشت پرونده به بایگانی جهت انقضاء زمان واخواهی در صورت عدم توافق مجاورین اعیانی

 - 21بررسی پرونده و امضاء پیش نویس سند مالكیت و دستور ثبت آن در دفتر املاك و وصول حقوق دولتی توسط مسئول اداره در صورت عدم وجود اختلاف

22


ادامه مطلب

طبقه بندی: حقوق وحق، قانون .......، اسناد قولنامه ای وماده 147 ثبت، حقوق ثبتی، مسائل حقوقی ارث، مسائل حقوقی املاک ومستقلات، مطالب حقوقی،
برچسب ها: روش صدور اسناد مالكیت اعیانی، موضوع‌ماده104مكررآئیننامه قانون‌ثبت)،

تاریخ : پنجشنبه 18 تیر 1394 | 09:12 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

ادامه مطلب

طبقه بندی: قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356، کد رهگیری معاملات املاک چیست؟، مزایای کد رهگیری املاک، حقوق وحق، خبر نامه حقوقی، اسناد قولنامه ای وماده 147 ثبت، حقوق ثبتی،
برچسب ها: edalatgran.ir، هوشنگ پورزند، ثبت، سند مالكیت مورث،

تاریخ : پنجشنبه 18 تیر 1394 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

پورزند، جراح مشهور تبریزی درگذشت

تبریز-ایرنا- دکتر 'علی پور زند' جراح سرشناس تبریز و مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی این شهر عصر روز گذشته چشم از جهان فرو بست.

دکتر'علی پورزند' جراح چیره دست تبریز، سالیان درازی را مدیر گروه جراحی دانشگاه علوم پزشکی بود و در بیمارستان شمس تبریز درگذشت.

دکتر پورزند تحصیلکرده آمریکا و از پزشکان زبردست آذربایجان شرقی بود که سالیان متمادی علاوه بر مدیریت گروه جراحی دانشگاه، به تعلیم اطبا و درمان بیماران اشتغال داشت.

گفته می شود بسیاری از جراحان بنام آذربایجان و حتی ایران از شاگردان این پزشک والامقام بودند.

مراسم تشییع جنازه دکتر پورزند فردا/ دوشنبه/ در وادی رحمت تبریز برگزار می شود.



طبقه بندی: سخن عدالتگران،
برچسب ها: دکتر پورزند،

تاریخ : دوشنبه 15 تیر 1394 | 10:41 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356

طبقه موضوع : قوانین      

  


 

فصل اول‌: کلیات‌

ماده 1 ـ هر محلی که برای سکنی یا کسب یا پیشه یا تجارت یا به منظور دیگری اجاره داده شده یا بشود در صورتی که تصرف‌متصرف بر حسب تراضی با موجر یا نماینده قانونی او به عنوان‌اجاره یا صلح منافع و یا هر عنوان دیگری به منظور اجاره باشد اعم‌ از اینکه نسبت به مورد اجاره سند رسمی یا عادی تنظیم شده یانشده باشد، مشمول مقررات این قانون است‌.

ماده 2 ـ موارد زیر مشمول مقررات این قانون نمی‌باشد:
1 ـ تصرف ناشی از معاملات با حق استرداد یا معاملات رهنی‌.
2 ـ اراضی مزروعی محصور و غیر محصور و توابع آنها وباغهایی که منظور اصلی از اجاره بهره‌برداری از محصول آنها باشد.
3 ـ ساختمانها و محلهایی که به منظور سکونت عرفا به طور فصلی برای مدتی که از ششماه تجاوز نکند اجاره داده می‌شود.
4 ـ کلیه واحدهای مسکونی واقع در محدوده خدماتی شهرها و در شهرکها که گواهی خاتمه ساختمانی آنها از تاریخ لازم‌الاجرا شدن قانون معاملات زمین مصوب سال 1354 صادر شده ومی‌شود.
5 ـ خانه‌های سازمانی و سایر محلهای مسکونی که از طرف ‌وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی و وابسته به دولت یا اشخاص‌، اعم‌از حقیقی یا حقوقی به مناسبت شغل در اختیار و استفاده کارکنان‌آنها قرار می‌گیرد.
در این مورد رابطه متصرف با سازمان یا اشخاص مربوط تابع‌قوانین و مقررات مخصوص بخود یا قرارداد فی‌مابین می‌باشد.
هرگاه متصرف خانه یا محل سازمانی که به موجب مقررات یاقرارداد مکلف به تخلیه محل سکونت باشد از تخلیه خودداری کندبر حسب مورد از طرف دادستان یا رئیس دادگاه بخش مستقل به اواخطار می‌شود که ظرف یکماه محل را تخلیه نماید در صورت‌امتناع به دستور همان مقام محل مزبور تخلیه شده و تحویل سازمان‌یا موسسه یا اشخاص مربوط داده می‌شود.
6 ـ واحدهای مسکونی که پس از اجرای این قانون به اجاره ‌واگذار گردد.

فصل دوم‌: میزان اجاره بها و ترتیب پرداخت آن‌


ماده 3 ـ در مواردی که اجاره‌نامه تنظیم شده باشد میزان‌اجاره‌بها همان است که در اجاره‌نامه قید شده و هرگاه اجاره‌نامه‌تنظیم نشده باشد به میزانی است که بین طرفین مقرر یا عملی شده‌است و در صورتی که میزان آن معلوم نشود با رعایت مقررات این‌قانون از طرف دادگاه میزان اجاره بها به نرخ عادله روز تعیین‌می‌شود.

ماده 4 ـ موجر یا مستاجر می‌تواند به استناد ترقی یا تنزل هزینه‌زندگی درخواست تجدیدنظر نسبت به میزان اجاره بها را بنماید،مشروط به اینکه مدت اجاره منقضی شده و از تاریخ استفاده‌مستاجر از عین مستاجره یا از تاریخ مقرر در حکم قطعی که بر تعیین‌یا تعدیل اجاره‌بها صادر شده سه سال تمام گذشته باشد، دادگاه‌باجلب نظر کارشناس اجاره‌بها را به نرخ عادله روز تعدیل خواهدکرد حکم دادگاه در این مورد قطعی است‌.

ماده 5 ـ موجر می‌تواند مابه‌التفاوت اجاره‌بها را ضمن‌دادخواست تعدیل نیز مطالبه نماید.
در این صورت دادگاه ضمن صدور حکم راجع به تعدیل‌،مستاجر را به پرداخت مابه‌التفاوت از تاریخ تقدیم دادخواست تاروز صدور حکم‌، محکوم می‌نماید. دایره اجرا مکلف است‌خسارت تاخیر تادیه از تاریخ قطعیت تا تاریخ اجرای حکم را به قراردوازده درصد در سال احتساب و از مستاجر وصول و به موجربپردازد مستاجر نیز می‌تواند ضمن تقاضای تعدیل اجاره‌بهامابه‌التفاوت پرداخت شده را به انضمام خسارت تاخیر تادیه به‌شرح فوق درخواست کند.
تبصره ـ مقررات این ماده در مواردی که دادگاه حکم به تعیین‌اجاره‌بها صادر می‌نماید نیز جاری خواهد بود.

ماده 6 ـ مستاجر مکلف است در موعد معین در اجاره‌نامه‌اجرت‌المسمی و پس از انقضا مدت اجاره اجرت‌المثل را به میزان‌اجرت‌المسمی آخر هرماه اجاری ظرف ده روز به موجر یا نماینده‌قانونی او بپردازد و هرگاه اجاره‌نامه‌ای در بین نباشد اجاره‌بها را به‌میزانی که بین طرفین مقرر و یا عملی شده و در صورتیکه میزان آن‌معلوم نباشد به عنوان اجرت‌المثل مبلغی که متناسب با اجاره املاک‌مشابه تشخیص می‌دهد برای هرماه تا دهم ماه بعد به موجر یانمایند قانونی او پرداخت یا در صندوق ثبت  و یا بانکی که از طرف‌سازمان ثبت تعیین می‌شود سپرده و قبض رسید را اگر اجاره‌نامه‌رسمی است به دفترخانه تنظیم‌کننده سند هرگاه اجاره‌نامه عادی‌بوده یا اجاره‌نامه‌ای در بین نباشد قبض رسید را با تعیین محل اقامت‌موجر به یکی از دفاتر رسمی نزدیک ملک تسلیم و رسید دریافت‌دارد.
دفترخانه باید منتهی ظرف ده روز بوسیله اداره ثبت محل‌مراتب را به موجر یا نماینده قانونی او اخطار کند که برای دریافت‌وجه تودیع شده با دفترخانه مزبور مراجعه نماید.

فصل سوم‌: در تنظیم اجاره‌نامه‌


ماده 7 ـ در مواردی که بین موجر و کسی که ملک را به عنوان‌مستاجر در تصرف دارد اجاره‌نامه تنظیم نشده یا اگر تنظیم شده‌مدت آن منقضی گشته طرفین راجع به تنظیم اجاره‌نامه با تعیین‌اجاره‌بها و شرایط آن اختلاف داشته باشند هریک می‌تواند برای‌تعیین اجاره‌بها (در مواردی که اجاره‌نامه در بین نباشد) و تنظیم‌اجاره‌نامه به دادگاه مراجعه کند. دادگاه میزان اجاره‌بها را از تاریخ‌تقدیم دادخواست تعیین می‌کند، ولی این امر مانع صدور حکم‌نسبت به اجرت‌المثل زمان قبل از تقدیم دادخواست و خسارت‌تاخیر تادیه آن نخواهد بود.
تبصره 1 ـ هرگاه از طرف موجر تقاضای تخلیه عین مستاجره‌شده باشد رسیدگی به درخواست تنظیم اجاره‌نامه از طرف مستاجر متوقف بر خاتمه دادرسی در موضوع تخلیه خواهد بود این حکم درموردی که از طرف مالک درخواست خلع ید از ملک شده باشد نیزجاری است‌.
   
ماده 8 ـ دادگاه شرایط اجاره‌نامه جدید را طبق شرایط مرسوم ومتعارف در اجاره‌نامه‌ها و شرایط مندرج در اجاره‌نامه سابق (درصورتی که قبلا اجاره‌نامه تنظیم شده باشد) با رعایت مقررات این‌قانون تعیین خواهد کرد.
   
ماده 9 ـ در تمام مدتی که دادرسی در جریان است مستاجر بایدطبق ماده 6 این قانون و شرایط قبلی مال‌الاجاره را بپردازد و از تاریخ‌ابلاغ حکم قطعی طرفین مکلفند ظرف یک ماه به ترتیب مقرر درحکم‌، اجاره‌نامه تنظیم کنند.
هرگاه در این مدت اجاره‌نامه تنظیم نشود به تقاضای یکی ازطرفین دادگاه رونوشت حکم را جهت تنظیم اجاره‌نامه به دفتر اسنادرسمی ابلاغ و به طرفین اخطار می‌کند که در روز و ساعت معین‌برای امضای اجاره‌نامه در دفترخانه حاضر شوند. هرگاه موجر حاضربه امضای اجاره‌نامه نشود نمایندة دادگاه اجاره‌نامه را به مدت یک‌سال از طرف او امضا خواهد کرد و اگر مستاجر تا 15 روز از تاریخ‌تعیین شده حاضر به امضا نشود دادگاه در صورتی که عذر مستاجر راموجه نداند به تقاضای موجر حکم به تخلیه عین مستاجره صادرمی‌کند و این حکم قطعی است‌.
   
ماده 10 ـ مستاجر نمی‌تواند منافع مورد اجاره را کلا یا جزئا یابه نحو اشاعه به غیر انتقال دهد یا واگذار نماید مگر اینکه کتبا این‌اختیار به او داده شده باشد.
هرگاه مستاجر تمام یا قسمتی از مورد اجاره را به غیر اجاره دهدمالک می‌تواند در صورت انقضای مدت یا فسخ اجاره درخواست‌تنظیم اجاره‌نامه با هر یک از مستاجرین را بنماید.
در صورتی که مستاجر حق انتقال مورد اجاره را به غیر داشته‌باشد هریک از مستاجرین نیز می‌تواند در صورت فسخ و یا انقضای‌مدت اجاره اصلی درخواست تنظیم اجاره‌نامه را با مالک یا نماینده‌قانونی او بنمایند. و
   
ماده 11 ـ دفاتر اسناد رسمی مکلفند علاوه بر نکاتی که به‌موجب قوانین و مقررات باید رعایت شود نکات زیر را در اجاره‌نامه‌تصریح بنماید:
    1 ـ شغل موجر و مستاجر و اقامتگاه موجر بطور کامل ومشخص‌.
    2 ـ نشانی کامل مورد اجاره و قید اینکه از لحاظ رابطه اجاره این‌محل اقامتگاه قانونی مستاجر می‌باشد مگر اینکه طرفین به ترتیب‌دیگری تراضی نموده باشند.
    3 ـ عین مستاجره در تصرف کدام یک از طرفین می‌باشد و درصورتی که در تصرف مستاجر نیست تحویل آن در چه مدت و باچه شرایطی صورت خواهد گرفت‌.
    4 ـ مهلت مستاجر برای پرداخت اجاره‌بها منتهی ده روز از تاریخ‌سررسید هر قسط خواهد بود، مگر اینکه طرفین به ترتیب دیگری‌زائد بر این مدت توافق کرده باشند که در این صورت ترتیب مذکورباید در سند قید گردد.
    5 ـ اجاره به منظور سکنی یا کسب یا پیشه یا تجارت با تعیین‌نوع کسب و پیشه و تجارت و هرگاه به منظور دیگری باشد قید آن به‌طور صریح‌.
    6 ـ مستاجر حق انتقال به غیر را کلا یا جزئا یا به نحو اشاعه داردیا خیر.
    7 ـ تعهد مستاجر به‌پرداخت اجرت‌المثل پس از انقضای مدت‌و یا فسخ اجاره تا موقع تجدید اجاره یا تخلیه ملک به میزان‌اجرت‌المسمی‌.

فصل چهارم‌: موارد فسخ اجاره و تخلیه عین مستاجره


ماده 12 ـ در موارد زیر مستاجر می‌تواند صدور حکم به فسخ‌اجاره را از دادگاه درخواست کند:
    1 ـ در صورتی که عین مستاجره با اوصافی که در اجاره‌نامه قیدشده منطبق نباشد. (با رعایت ماده 415 قانون مدنی‌)
    2 ـ اگر در اثنای مدت اجاره عیبی در عین مستاجره حادث شودکه آن را از قابلیت انتفاع خارج نموده و رفع عیب مقدور نباشد.
    3 ـ در مواردی که مطابق شرایط اجاره حق فسخ مستاجر تحقق‌یابد.
    4 ـ در صورت فوت مستاجر در اثنا مدت اجاره و درخواست‌فسخ اجاره از طرف کلیه ورثه‌.
    5 ـ هرگاه مورد اجاره کلا یا جزئا در معرض خرابی بوده و قابل‌تعمیر نباشد و یا برای بهداشت و سلامت مضر بوده و باید خراب‌شود.
   
ماده 13 ـ هرگاه مستاجر به علت انقضای مدت اجاره یا درمواردی که به تقاضای او حکم فسخ اجاره صادر شده مورد اجاره راتخلیه کند و موجر از تحویل گرفتن آن امتناع کند مستاجر مکلف‌است بوسیله اظهارنامه از موجر یا نماینده قانونی او تقاضا کند که‌برای تحویل مورد اجاره حاضر شود.
در صورتی که موجر ظرف پنج روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه‌حاضر نگردد مستاجر باید به دادگاه محل وقوع ملک مراجعه وتخلیه کامل مورد اجاره را تامین دلیل نماید و کلید آن را به دفتردادگاه تسلیم کند.
از این تاریخ رابطه استیجاری قطع می‌شود و دفتر دادگاه ظرف‌24 ساعت به موجر یا نماینده قانونی او اخطار می‌کند که برای‌تحویل گرفتن مورد اجاره و دریافت کلید حاضر شود. تا زمانی که‌مستاجر به ترتیب فوق عمل نکرده باشد تعهدات او به موجب‌مقررات این قانون و شرایط اجاره‌نامه برقرار است‌.
   
ماده 14 ـ در موارد زیر موجر می‌تواند حسب مورد صدورحکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند دادگاه ضمن‌حکم فسخ اجاره دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می‌نماید و این‌حکم علیه مستاجر یا متصرف اجرا و محل تخلیه خواهد شد.
    1 ـ در موردی که مستاجر مسکن بدون داشتن حق انتقال به غیردر اجاره‌نامه و یا موردی که اجاره نامه‌ای در بین نباشد مورد اجاره راکلا یا جزئا به هر صورتی که باشد به غیر واگذار نموده یا عملا ازطریق وکالت یا نمایندگی و غیره در اختیار و استفاده دیگری جزاشخاص تحت‌الکفاله قانونی خود قرار داده باشد.
    2 ـ در موردی که عین مستاجره به منظور کسب یا پیشه و یاتجارت خود مستاجره اجاره داده شده و مستاجر آن را به عناوینی ازقبیل وکالت یا نمایندگی و غیره عملا به غیر واگذار کند بدون اینکه ‌طبق ماده 19 این قانون با مستاجر لاحق اجاره‌نامه تنظیم شده باشد.
    3 ـ در صورتی که در اجاره‌نامه محل سکنی حق فسخ اجاره‌ هنگام انتقال قطعی شرط شده باشد مشروط به اینکه خریدار بخواهد شخصا در مورد اجاره سکونت نماید و یا آن را برای‌سکونت اولاد یا پدر یا مادر یا همسر خود تخصیص دهد. در این‌صورت اگر خریدار تا سه ماه از تاریخ انتقال ملک برای تخلیه‌ مراجعه ننماید درخواست تخلیه به این علت تا انقضای مدت اجاره‌پذیرفته نمی‌شود.
    4 ـ در صورتی که مورد اجاره محل سکنی بوده و مالک پس ازانقضای مدت اجاره احتیاج به مورد اجاره برای سکونت خود یا اشخاص مذکور در بند فوق داشته باشد.
    5 ـ هرگاه مورد اجاره محل سکنی در معرض خرابی بوده و قابل‌تعمیر نباشد.
    6 ـ در صورتی که از مورد اجاره محل سکنی بر خلاف منظوری‌که در اجاره‌نامه قید شده استفاده گردد.
    7 ـ در مورد محل کسب و پیشه و تجارت هرگاه مورد اجاره برای‌شغل معینی اجاره داده شده و مستاجر بدون رضای موجر شغل‌خود را تغییر دهد مگر اینکه شغل جدید عرفا مشابه شغل سابق‌باشد.
    8 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره تعدی یا تفریط کرده‌باشد.
    9 ـ در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده 6 این قانون ازپرداخت مال‌الاجاره یا اجرت‌المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطاردفترخانه تنظیم‌کننده سند اجاره یا اظهارنامه (در موردی که‌اجاره‌نامه عادی بوده یا اجاره‌نامه‌ای در بین نباشد) ظرف ده روزقسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. در این مورد اگر اجاره‌نامه‌رسمی باشد موجر می‌تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدوراجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره‌بها را درخواست نماید.
هرگاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره‌بهای عقب افتاده راتودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می‌کند ولی موجر می‌تواندبه استناد تخلف مستاجر از پرداخت اجاره‌بها از دادگاه درخواست‌تخلیه عین مستاجره را بنماید.
هرگاه اجاره‌نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجرمی‌تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره‌بها به دادگاه‌مراجعه کند.
در موارد فوق هرگاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه براجاره‌بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوِدادگستری تودیع نماید حکم به تخلیه صادر نمی‌شود و مستاجر به‌پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجرپرداخت می‌گردد، ولی هر مستاجر فقط یکبار می‌تواند از این ارفا استفاده کند، حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است‌.
تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر دوبار ظرف یکسال در اثراخطار یا اظهارنامه مذکور در بند 9 این ماده اقدام به پرداخت‌اجاره‌بها کرده باشد و برای بار سوم اجاره‌بها را در موعد مقرر به ‌موجر نپردازد و یا در صندوق ثبت تودیع ننماید موجر می‌تواند باتقدیم دادخواست مستقیما از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجررا بنماید. حکم دادگاه در این مورد قطعی است‌.
تبصره 2 ـ در صورتی که مورد اجاره به منظوری غیر از کسب‌یا پیشه یا تجارت اجاره داده شود از هر حیث تابع مقررات مربوط به‌اجاره محل سکنی خواهد بود.
تبصره 3 ـ در مورد بند شش این ماده اگر مستاجر مرکز فساد که‌قانونا دایر کردن آن ممنوع است در مورد اجاره دایر نماید. دادستان‌علاوه بر انجام وظایف قانونی خود به محض صدور کیفر خواست‌به درخواست موجر مورد اجاره را در اختیار موجر قرار می‌دهد.
تبصره 4 ـ در صورتی که مستاجر محل سکنی در شهر محل‌سکونت خود مالک یک واحد مسکونی باشد موجر حق دارد پس ازانقضای مدت اجاره تقاضای تخلیه مورد اجاره را بنماید.
   
ماده 15 ـ علاوه بر موارد مذکور در ماده قبل در موارد زیر نیزپس از انقضای مدت اجاره درخواست تخلیه محل کسب یا پیشه یاتجارت از دادگاه جائز است‌:
    1 ـ تخلیه به منظور احداث ساختمان جدید مشروط بر اینکه‌پروانه ساختمانی یا گواهی شهرداری مربوط ارائه شود. و شهرداریهامکلفند در صورت مراجعه مالک با رعایت مقررات مربوط پروانه‌ساختمان و یا گواهی مورد نظر را صادر و به مالک تسلیم نمایند.
    2 ـ تخلیه به منظور احتیاج شخص موجر برای کسب یا پیشه یاتجارت‌.
    3 ـ در صورتی که محل کسب یا پیشه یا تجارت مناسب برای‌سکنی هم باشد و مالک برای سکونت خود یا اولاد یا پدر یا مادر یاهمسر خود درخواست تخلیه نماید.
    در موارد سه‌گانه فوق دادگاه ضمن صدور حکم تخلیه به‌پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت نیز حکم خواهد داد.
   
ماده 16 ـ در موارد مذکور در ماده قبل و همچنین در مواردمذکور در بند 3 و 4 ماده 14 هرگاه مالک حسب مورد تا ششماه ازتاریخ تخلیه شروع به ساختمان نکند یا حداقل مدت یکسال از محل مورد اجاره به نحوی که ادعا کرده استفاده ننماید به درخواست‌مستاجر سابق بپرداخت مبلغی معادل یکسال اجاره‌بها یااجرت‌المثل مورد اجاره در حق او محکوم خواهد شد مگر آنکه‌ثابت شود تاخیر شروع ساختمان یا عدم استفاده از مورد اجاره در اثر قوه قاهره یا مبتنی بر علل و جهاتی خارج از اراده مالک بوده‌است‌.
تبصره ـ در صورتی که در ملک مورد تخلیه مستاجرین‌متعددی باشند و موجر تقاضای تخلیه سایر قسمتها را نیز نموده‌باشد مهلت فوق از تاریخ تخلیه آخرین قسمت شروع خواهد شد.

ماده 17 ـ در تمام مواردی که تخلیه عین مستاجره در نتیجه اجرای‌حکم یا به ترتیب مقرر در ماده 13 صورت می‌گیرد باید از طرف‌دادگاه به دفترخانه تنظیم‌کننده سند اجاره اعلام شود تا در ستون‌ملاحظات ثبت اجاره قید گردد.

فصل پنجم‌: حق کسب یا پیشه یا تجارت‌

 

 


ماده 18 ـ میزان حق کسب یا پیشه یا تجارت که در این قانون و قوانین دیگر قید شده است بر مبنای اصول و ضوابطی که آئین‌نامه ‌آن از طرف وزارتخانه دادگستری و مسکن و شهرسازی تهیه و به‌تصویب کمسیونهای مربوط مجلسین خواهد رسید، تعیین می‌گردد.
   

ماده 19 ـ در صورتی که مستاجر محل کسب یا پیشه یا تجارت‌به موجب اجاره‌نامه‌، حق انتقال به غیر داشته باشد می‌تواند برای‌ همان شغل یا مشابه آن منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری ‌انتقال دهد.
هرگاه در اجاره‌نامه حق انتقال به غیر سلب شده یا اجاره‌نامه‌ای‌در بین نبوده و مالک راضی به انتقال به غیر نباشد باید در مقابل‌تخلیه مورد اجاره‌، حق کسب یا پیشه یا تجارت مستاجر را بپردازد والا مستاجر می‌تواند برای تنظیم سند انتقال به دادگاه مراجعه کند،در این صورت دادگاه حکم به تجویز انتقال منافع مورد اجاره به غیرو تنظیم سند انتقال در دفترخانه تنظیم‌کننده سند اجاره‌نامه سابق یادفترخانه نزدیک ملک (اگر اجاره‌نامه رسمی در بین نباشد) صادر ورونوشت آن را به دفترخانه مربوط ارسال می‌نماید و مراتب را به‌موجر نیز اعلام خواهد نمود، مستاجر جدید از هر حیث نسبت به‌تمام شرایط اجاره قائم مقام مستاجر سابق خواهد بود.
هرگاه ظرف ششماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی منافع مورد اجاره‌با سند رسمی به مستاجر جدید انتقال داده نشود حکم مزبور ملغی‌الاثر خواهد بود.
تبصره 1 ـ در صورتی که مستاجر بدون رعایت مقررات این‌ماده مورد اجاره را به دیگری واگذار نماید موجر حق درخواست‌تخلیه را خواهد داشت و حکم تخلیه علیه متصرف یا مستاجر اجراخواهد شد. و در این مورد مستاجر یا متصرف حسب مورداستحقاق دریافت نصف حق کسب یا پیشه یا تجارت را خواهدداشت‌.
تبصره 2 ـ حق کسب یا پیشه یا تجارت به مستاجر همان محل‌اختصاص دارد و انتقال آن به مستاجر جدید فقط با تنظیم سندرسمی معتبر خواهد بود

 

 

فصل ششم‌: تعمیرات‌


ماده 20 ـ تعمیرات کلی و اساسی مورد اجاره که مربوط به اصل‌بنا یا تاسیسات عمده منصوبه در آن از قبیل دستگاههای حرارت‌مرکزی و تهویه و آسانسور باشد به عهده موجر است و تعمیرات‌جزیی و همچنین تزیین و تعمیری که مربوط به استفاده بهتر از مورداجاره باشد یا مستاجر خواهد بود.
   

ماده 21 ـ رسیدگی به اختلاف بین موجر ومستاجر راجع به‌تعمیرات با دادگاه است در صورتی که موجر تعمیرات کلی موردحکم دادگاه را در مهلتی که از طرف دادگاه تعیین می‌شود انجام ندهدمستاجر می‌تواند برای فسخ اجاره به دادگاه مراجعه کند یا از دادگاه‌درخواست کند به او اجازه داده شود تعمیرات مزبور را با نظارت‌دایره اجرا انجام داده مخارج آن را حداکثر تا معادل ششماه اجاره‌بهابه حساب موجر بگذارد.
   

ماده 22 ـ هرگاه مستاجر مانع مالک از انجام تعمیرات ضروری‌شود دادگاه مستاجر را به رفع ممانعت ملزم و مهلت مناسبی برای‌انجام تعمیرات تعیین می‌نماید.
در صورت ادامه ممانعت دادگاه می‌تواند حکم به تخلیه موقت‌بنا برای مدت مذکور بدهد. در هرحال مستاجر مسوول خسارتی ‌است که در نتیجه ممانعت از تعمیر بنا حاصل شده باشد.
تبصره ـ رسیدگی به دعاوی مذکور در مادتین 21 و 22 خارج‌از نوبت و بدون رعایت تشریفات دادرسی صورت خواهد گرفت وحکم دادگاه قطعی است‌.
   

ماده 23 ـ اقامه دعوی تخلیه از طرف موجر مانع رسیدگی به‌دعوی تعمیرات نیست‌.
هرگاه دادگاه حکم به تخلیه مورد اجاره صادر نموده باشد و حکم‌مزبور قطعی نباشد حکم الزام به تعمیر در صورت فسخ حکم تخلیه‌به ترتیب مقرر در ماده 21 قابل اجرا خواهد بود.
   

ماده 24 ـ در صورتی که مستاجر در مورد اجاره حق استفاده ازانشعاب آب یا برق یا تلفن یا گاز یا تاسیسات حرارت مرکزی یاتهویه یا آسانسور و امثال آن داشته باشد موجر نمی‌تواند جز درمورد تعمیرات ضروری آن را قطع یا موجبات قطع آن را فراهم‌نماید مگر اینکه مستاجر بهای مصرف خود را طبق شرایط اجاره‌نپرداخته باشد.
در صورت تخلف‌، دادگاه به درخواست مستاجر فورا بدون‌رعایت تشریفات دادرسی موضوع را مورد رسیدگی قرار داده‌عندالاقتضا ترتیب وصل آن را خواهد داد.
دستور دادگاه بلافاصله قابل اجرا است‌. موجر می‌تواند ظرف ده‌ روز از تاریخ ابلاغ دستور دادگاه به آن اعتراض کند. اعتراض در همان‌دادگاه رسیدگی می‌شود و تصمیم دادگاه قطعی است‌.
تبصره 1 ـ هرگاه علت قطع جریان برق یا آب یا تلفن و غیربدهی موجر به سازمانهای مربوط بوده و اتصال مجدد مستلزم‌پرداخت بدهی مزبور باشد و مستاجر می‌تواند براساس قبوض‌سازمانهای مربوط وجوه مذکور را بپردازد و از اولین اجاره‌بها کسرنماید.
تبصره 2 ـ تعمیرات تاسیسات و قسمتهای مشترک‌آپارتمانهای مشمول قانون تملک آپارتمانها تابع مقررات مربوط به‌خود خواهد بود.
   

ماده 25 ـ هرگاه مالک قصد فروش ملک خود را داشته یابخواهد وضع ملک را از جهت امکان وجود خرابی یا کسر و نقصان‌در آن‌، مشاهده نماید و متصرف ملک مانع از رویت خریدار یا مالک‌ گردد، مالک یا نماینده قانونی او می‌تواند برای رفع ممانعت به‌دادستان یا دادرس دادگاه بخش مستقل محل وقوع ملک مراجعه‌کند. دادستان یا دادرس دادگاه حسب مورد به مامورین شهربانی یاژاندارمری و یا مامورین اجرا دستور می‌دهد تا خریدار و مالک به‌معیت مامورین ملک را رویت نمایند. تشخیص ضرورت امر درحدود متعارف با مقام صادرکننده دستور است‌.
   

ماده 26 ـ رسیدگی به‌کلیه دعاوی موضوع این قانون در دادگاه‌شهرستان و در نقاطی که دادگاه شهرستان نباشد در دادگاه بخش‌مستقل به عمل می‌آید. مگر دعاوی راجع به دولت که منحصرا دردادگاه شهرستان رسیدگی می‌شود حکم دادگاه در هرصورت‌حضوری محسوب و فقط قابل پژوهش است‌، مگر در مواردی که‌خلاف آن مقرر شده باشد رسیدگی به دعاوی مربوط به اتاقهای‌استیجاری کماکان در صلاحیت شورای داوری است‌.
تبصره ـ در موردی که میزان خواسته در تقاضای تعیین‌اجاره‌بهای ماهانه زاید بر چهار هزار ریال نباشد حکم دادگاه قطعی‌است‌.
   

ماده 27 ـ در مواردی که حکم تخلیه صادر می‌شود دادگاه ضمن‌صدور حکم مهلتی که از ده روز کمتر و از دو ماه بیشتر نباشد برای‌تخلیه تعیین می‌نماید. حکم تخلیه مدارسی که با اجازه رسمی‌مقامات صلاحیتدارتاسیس‌شده‌درتعطیلات‌تابستان‌اجراخواهد شد.
تبصره 1 ـ در مواردی که حکم تخلیه با پرداخت حق کسب یاپیشه یا تجارت صادر می‌شود مهلتهای مذکور در این ماده از تاریخ‌تودیع یا پرداخت وجه مزبور شروع خواهد شد.
تبصره 2 ـ در مواردی که حکم تخلیه به علت عدم پرداخت‌اجاره‌بها صادر می‌شود حداکثر مهلت 15 روز خواهد بود.
   

ماده 28 ـ در مواردی که حکم تخلیه عین مستاجره با پرداخت‌حق کسب یا پیشه  یا تجارت صادر و قطعی می‌شود موجر مکلف‌است ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی وجه معینه را درصندوق دادگستری تودیع یا ترتیب پرداخت آن را به مستاجر بدهد والا حکم مزبور ملغی‌الاثر خواهد بود مگر اینکه طرفین به مدت‌بیشتری توافق کرده باشند. در سایر موارد نیز هرگاه موجر ظرف‌یکسال از تاریخ ابلاغ حکم قطعی تقاضای صدور اجرائیه ننمایدحکم صادر شده ملغی‌الاثر است مگر اینکه بین موجر و مستاجر برای تاخیر تخلیه توافق شده باشد.
تبصره ـ مدتهای مذکر در ماده فوق نسبت به احکامی که درزمان اجرای قانون روابط مالک و مستاجر مصوب 1339 صادر وقطعی گردیده از تاریخ اجرای این قانون شروع می‌شود.
   

ماده 29 ـ وزارت دادگستری از بین کارشناسان رسمی عده‌ای رابه منظور اجرای این قانون حداکثر برای دو سال انتخاب و به‌دادگاهها معرفی می‌نماید و تا زمانی که تجدید انتخاب به عمل‌نیامده دادگاهها از کارشناسان مزبور استفاده خواهند کرد.
طرز تعیین و شرایط انتخاب و میزان حق‌الزحمه کارشناسان به‌موجب آیین‌نامه وزارت دادگستری است‌.
در نقاطی که وزارت دادگستری کارشناس معرفی ننماید طبق‌مقررات عمومی مربوط به کارشناسی عمل خواهد شد.
   

ماده 30 ـ کلیه طرق مستقیم یا غیر مستقیم که طرفین به منظورجلوگیری از اجرای مقررات این قانون اتخاذ نمایند پس از اثبات در دادگاه بلااثر و باطل اعلام خواهد شد.
  

ماده 31 ـ این قانون در نقاطی اجرا می‌شود که تاکنون قانون ‌روابط مالک و مستاجر مصوب خرداد 1339 در آن نقاط به مرحله‌اجرا گذاشته شده یا وزارت دادگستری با جلب نظر وزارت مسکن وشهرسازی و لزوم اجرای آن را آگهی نماید در سایر نقاط رابطه موجرو مستاجر براساس قوانین و مقررات عمومی خواهد بود.
   

ماده 32 ـ از تاریخ اجرای این قانون‌، قانون روابط مالک ومستاجر مصوب سال 1339 و سایر قوانین و مقرراتی که مغایر بااین قانون است لغو می‌شود.
   

قانون فوق مشتمل بر سی و دو ماده و هفده تبصره پس ازتصویب  مجلس سنا در جلسه فوِق العاده روز چهارشنبه‌22/4/1356، در جلسه فوِق العاده روز یکشنبه دوم مرداد ماه 1356به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

 

 

 


 


 




طبقه بندی: مطالب حقوقی، قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356،
برچسب ها: قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356، قانون روابط مالک ومستاجر مصوب سال 1339، تخلیه، مستاجر،

تاریخ : دوشنبه 15 تیر 1394 | 10:08 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات

زنان سالمی که مادر نمی شوند

هوشنگ پورزند

زنان سالمی که مادر نمی شوند
در گذشته زن و شوهر یا بچه دار می شدند یا نه. تکلیف روشن بود. ولی اکنون درمان نازایی کاملاً دگرگون و متحول شده است، باروری تخمک و کاشتن آن درون لوله یا رحم، تزریق یک اسپرم به درون تخمک و...اما بار این درمان درد آور و پر از عوارض جانبی جسمی و روحی درمان نازایی را باید زنان به تنهایی به دوش بکشند حتی اگر مشکل باروری از شوهر باشد، درمان ناباروری مرد مستلزم اقدامات پزشکی بر روی زن است، به عبارت دیگر از بدن زن به عنوان ابزار کاری استفاده می شود که تاریخ مصرفش به زودی تمام می شود. در حالی که مردی که مشکل باروری دارد تنها کاری که انجام می دهد دادن اسپرم است و او هیچ محدودیتی از نظر تعداد دفعات دوره های درمان ناباروری و طول مدت درمان ندارد. فقط در موردهایی خاص مردان تحت درمان قرار می گیرند که در آن صورت نیز زنان مهمترین عامل زایایی خود، که همان عامل زمان است را از دست می دهند.
درمان نازایی و شمارش معکوس
درمان نازایی در ایران از سال ۶۸ به طور کامل دگرگون شد. در سال های اولیه احتمال موفقیت کمتر از۱۰ درصد بود و پس از آن به ۱۳ درصد افزایش یافت. اکنون برخی از کلینیک های پیشرفته تخصصی نازایی و ناباروری احتمال موفقیت خود را تا ۲۵ درصد اعلام کرده اند. درصد موفقیت با سن زن، وضعیت روحی و تنش های عصبی او ارتباط مستقیم دارد. ۸۰ درصد باروری ها زیر ۳۵ سالگی است. پس از ۴۰ سالگی به کمتر از ۵ درصد سقوط می کند. افزایش سن سبب افزایش احتمال اختلالات کروموزومی، سقط جنین، فشار خون و بیماری های قلبی نیز می شود. بعد از چهل سالگی احتمال شروع روند یائسگی وجود دارد. در سنین ۳۰ تا ۳۴ سالگی یکی از هفت زوج نابارورند، در ۳۵ تا ۳۸ سالگی یکی از پنج زوج. در ایران ۱۵ درصد با مشکل ناباروری مواجهند. ۴۰ درصد علت از زنان، ۴۰ درصد از مردان و ۱۰درصد علت نازایی ناشناخته باقی مانده است. نازایی در بیشتر موردها چندین سال پس از ازدواج نمایان می شود. زن و شوهر در سال های اولیه ازدواج به دلایل مختلف (شرایط مالی، روحی و...) آمادگی بچه دار شدن را ندارند و از بروز حاملگی جلوگیری می کنند. پس از گذشت این سال ها یک سال بعد از هنگامی که تصمیم می گیرند بچه دار شوند، در می یابند که مشکلی در کار است. پس از آن معمولاً چندسالی را با توصیه های پزشکی اطرافیان، درمان های سنتی، گیاهی، آزمایش های مختلف و پزشکان غیرمتخصص سپری می کنند که درصد موفقیت آن بسیار پایین است.
با توجه به بالا رفتن روزافزون میانگین سن ازدواج، به خصوص در جوامع شهری، به طور معمول بعد از ۳۰ سالگی پای زنان به کلینیک های تخصصی نازایی و پزشکان متخصص باز می شود. از آنجایی که آنها تجربیات زیادی درباره یائسگی های زودرس (که یکی از عوامل آن به دلیل استرس های نازایی در جامعه ما است) و عوارض جانبی درمان های نازایی دارند، زمانی را صرف درمان مردان نمی کنند و از همان نخستین گام، شمارش معکوس را در مورد زنان آغاز می کنند. عمل جراحی لاپراسکوپی عملی است که به طور معمول در سال های اولیه آزمایش های مختلف بر روی زنان انجام می دهند. همزمان آزمایش های تخصصی بر اسپرم انجام می شود چه مشکل از زن باشد و چه مرد، به طور معمول تمام اعمال بر روی زنان انجام می شود. طی این اعمال معمولاً زنانی می بایست مقادیری هورمون به خود تزریق کنند. سپس در بیهوشی دیگری، تخمک های زن را خارج کرده و با اسپرم تلفیق می کنند. چند روز بعد یا از طریق بیهوشی مجدد و لاپراسکوپی، جنین را درون لوله های زن یا بدون بیهوشی در داخل رحم می کارند. پس از آن هورمون های نوع دیگری جهت نگهداری از جنین هر روز به زن تزریق می شود که اگر جواب حاملگی مثبت باشد تا سه ماهگی احتمال سقط جنین وجود دارد. اگر جواب منفی باشد دوره بعدی را پس از چند ماه با هورمون های قوی تری شروع می کنند. ( زن های کمتر از ۳۵ سال شاید برای دور بعد شانس استفاده از تخمک ها یا جنین های فریز شده را داشته باشند، بنابراین آنها یک مرحله جلوتر خواهند بود.) انجام هر دوره از درمان نازایی نه تنها از بارداری و زایمان طبیعی دشوارتر و دردناک تر است، بلکه تنش های روحی و روانی فراوانی را نیز به همراه دارد. درمان نازایی را زنان به طور معمول آنقدر ادامه می دهند تا جواب مثبت بگیرند یا یائسه شوند، یا اینکه ادامه درمان برایشان خطرناک شود. بروز افسردگی یکی دیگر از عوارض ناشی از روند درمان نازایی است. توصیه می شود زنان در جلسات مشاوره یی شرکت کنند. در برخی از کشورها مانند امریکا، جلساتی مخصوص این زنان تشکیل می شود تا آنها بتوانند تنش های عصبی، فشارهای روحی و روانی ناشی از روند دشوار درمان نازایی را تحمل کنند و دچار افسردگی نشوند. اما در ایران هیچ نوع جلسات مشاوره یی و درمانی، کارساز نخواهد بود چون اوضاع در ایران بسیار بدتر از آن چیزی است که به نظر می رسد. زنان ایرانی عوارض درمان نازایی مثل پوکی استخوان و خطر ابتلا به سرطان و غیره را به جان می خرند و با بدترین شرایط روحی ادامه می دهند چون چاره یی ندارند. متاسفانه یا خوشبختانه، مراکزی هستند که با هزینه بسیار کمتری این درمان را انجام می دهند که موجب می شود زن و شوهر بدون نگرانی از هزینه درمان، آن را به دفعات بسیاری ادامه دهند. (ولی درصد موفقیت های بسیاری از این مراکز نامشخص است و هرگز اعلام نمی شود) ناگفته نماند که در جامعه ما زن و شوهر حتی از مخارج اولیه و ضروری خود برای درمان نازایی می کاهند. شاید عده بسیار اندکی بخت استفاده از تخمک های اهدایی را داشته باشند ولی آن نیز مشکلات خاص خود را دارد. همین نکته بس که همیشه توصیه می شود تا به جای استفاده از تخمک های اهدایی، زن و شوهر، کودکان بی سرپرست را به فرزندی بپذیرند. اما قانون ما در ایران راه های شیرین تری را پیش پای مردان باز کرده است.
ناباروری مردان و تراژدی حقوق زنان

در هیچ جای قانون به مساله ناباروری و نازایی اشاره نشده است. تنها یکی از شروط عقد نامه در این مورد به ظاهر حقی را به زن اعطا می کند. شرط دهم؛ در صورتی که پس از گذشت ۵ سال زوجه (زن) از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر زوج (شوهر) صاحب فرزند نشود. به زن نیز حق طلاق داده می شود. حال باید به چند پرسش پاسخ داده شود؛ اول آنکه امروزه عقیم بودن مرد معنا و مفهومی ندارد مگر در موارد استثنایی. وقتی تعداد یا وضعیت اسپرم ها نازل باشند این کاستی به طورکامل قابل درمان است ولی مستلزم اقدامات پزشکی بر روی زن است یا از دست رفتن زمان باروری زنان. حتی در دشوارترین مورد هم اگر مرد یک اسپرم (یا حتی قبل از مرحله تبدیل به اسپرم) داشته باشد آن را با سرنگ بیرون می کشند و او عقیم نامیده نمی شود. پس همیشه به نظر می رسد برای مساله ناباروری مردان درمانی وجود دارد. بنابراین آیا زنی می تواند به دادگاه مراجعه کرده و ادعا کند که شوهرش عقیم است؟ دوم آنکه در روند طولانی درمان نازایی و ناباروری، این زنان هستند که به علت عوارض جانبی درمان و طول مدت آن عقیم می شوند. از طرفی در این شرط زن تا زمانی که خود قدرت زایایی دارد حق طلاق به او داده می شود ولی در انتهای این درمان وقتی سلامتی او از دست رفت حق طلاق، تنها حقی که پیش از آن داشت، نیز از او سلب خواهد شد. سوم آنکه با توجه به میانگین سن ازدواج و عقب انداختن زمان بچه دار شدن به دلیل شرایط مالی و اقتصادی سال های اولیه ازدواج، پنج سال بعد از تصمیم گیری زوجین برای بچه دار شدن، به طور معمول زنان از مرز ۳۰ سالگی گذشته اند. با در نظر گرفتن محدودیت سن زایایی زنان (۳۵ سالگی) احتمال ازدواج مجدد سریع و بچه دار شدن در مدتی محدود، بسیار ضعیف است چون روند طلاق بسیار طولانی است و ازدواج سریع زنی که در جامعه ما مطلقه نامیده می شود دشوار است. به علاوه اگر شوهر از یکی از زنان موقتی خود از طریق این نوع درمان بچه دار شود، انگ نازا بودن نیز بر زن اول خواهد خورد و کدام مردی با زن نازا ازدواج می کند؟ و از همه مهمتر اینکه زن می بایست پس از سال ها زندگی مشترک، آواره شود و هیچ حق و حقوقی از اموال به دست آمده در طول زندگی مشترک نداشته باشد.
زن با کدام پشتوانه مالی می تواند طلاق بگیرد؟ زنی که حق کار کردن بیرون از خانه را نیز شوهرش می توانسته از او سلب کند و با توجه به احتمال کم ازدواج مجدد زن مطلقه در جامعه ما، او بدون هیچ حق و حقوق قانونی چگونه طلاق بگیرد؟
آیا زن راه دیگری دارد به جز آنکه بدن خود را برای رفع ناتوانی باروری شوهر در اختیار پزشکان قرار دهد. بنابراین نه تنها این شرط برای او قابل استفاده نیست بلکه به ضرر او نیز خواهد بود چرا که هر چند به طور معمول مردان در عرف بخشی از دارایی های خود را به اسم زنان می کنند ولی مردی که می داند مشکل باروری از اوست و تا زمانی که زن قدرت باروری دارد حق طلاق به زن نیز داده می شود، چنین ریسکی نخواهد کرد و هیچ گونه مال و اموالی را به اسم همسر خود نمی کند. در شرط دیگری از عقدنامه باز هم لطف قانون شامل حال زنان می شود. شرط تقسیم اموال (شرطی که امضای آن انتخابی است) از این قرار است؛ زوج شرط نموده هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق رفتاری نبوده زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل کند. پس این شرط زمانی قابل طرح (نه اجرا) است که شوهر درخواست طلاق کند. پرسش اینجاست که شوهر به چه دلیلی تقاضای طلاق کند، به خصوص وقتی که صاحب مال و اموالی نیز شده باشد؟ او که براساس قانون اجازه دارد دوباره ازدواج کند اگر بدون اجازه زن اول نیز ازدواج کند، زن اول فقط حق طلاق دارد.
گذشته از این حتی اگر در شرایطی مرد مجبور شود تقاضای طلاق کند، راه های فرار از این تعهد بسیار آسان و فراوان است. عبارت تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق رفتاری، آنقدر کلی است که به راحتی می توان از آن سوءاستفاده کرد. پس این شرط شامل حال زنی که در طول زندگی مشترک سلامتی، جوانی و هر چه داشته نابود شده است، نخواهد شد. یعنی اگر زنی به خاطر ناباروری شوهرش زیر درمان نازایی و به دلیل عوارض آن مبتلا به سرطان تخمدان بشود یا رحمش را به علت تولید فیبروم از دست بدهد یا در کمترین آسیب، دچار پوکی استخوان شود، که یکی از عوارض رایج داروهاست، یا دچار افسردگی شود یا به خاطر طول مدت درمان نازایی و تنش های این دوران دچار یائسگی زودرس شود یا در هر شرایط دیگری قرار بگیرد... سپس شوهرش او را رها کند و زن های دیگری بگیرد، زن قربانی تنها حق طلاق دارد و بس. حتی اگر مرد در طول زندگی مشترک، صاحب میلیاردها ثروت شده باشد به زن قربانی دیناری، حتی دیناری، تعلق نمی گیرد تا چه رسد به تقسیم اموال. این شرط به هیچ وجه جنبه اجرایی ندارد. اما اگر مردی بمیرد و دو یا چند زن داشته باشد، همین یک هشتم اعیانی (اگر به اسم شوهر باشد) ابنیه و اشجار (یعنی فقط یک هشتم از بنا و درخت) بین زنانش تقسیم می شود.
دختران جوان که شاهدند زنان پس از سالیان طولانی زندگی مشترک حتی زمانی که حق مادری آنها گرفته می شود هیچ حق و حقوق قانونی به جز مهریه ندارند، مهریه های خیلی سنگین برای خود در نظر می گیرند. برخی دختران سودجو از مهریه های سنگین علیه پسران جوان در آغاز زندگی مشترک سوء استفاده می کنند چرا که می دانند مردان وقتی حق دارند قانونی زن های دیگری چه دائمی و چه موقتی بگیرند، زن را در دارایی های به دست آمده شریک نمی کنند، به خصوص وقتی مشکل باروری نیز داشته باشند. چرا مردان با شریک کردن زن در دارایی ها خود را از داشتن چنین حق شیرین و قانونی محروم کنند؟ تا زمانی که زن بچه دار نشده است، زندگی او ثبات و استحکامی ندارد. در اصل فرزند مانند قلابی است که باعث تداوم زندگی زناشویی می شود. معمولاً زنان بعد از بچه دار شدن در دارایی های به دست آمده سهیم می شوند.
انتهای راه زنان؛ شروع راه مردان
به طور کلی درصد ناباروری در کشورمان رو به افزایش است و به طور معمول در ابتدا بسیاری از مردان ناباروری خود را باور نکرده و ادعا می کنند که مشکل از طرف مقابل است و بسیاری نیز بر همسران خود خشم می گیرند. همان طور که اشاره شد حتی اگر اشکال باروری از جانب مرد باشد نیز تمام اعمال نازایی که عوارض جانبی بسیاری دارد روی زن انجام می شود. زن چاره یی ندارد که این مسیر را تا انتها ادامه دهد یعنی یا بچه دار شود یا سلامتی و قدرت باروری خود را از دست بدهد. انتهای راه زنان شروع راه تازه یی برای مردان است چون هم شرایط مالی بهتری را فراهم کرده اند و هم پس از سال ها آزمایش به علت ناباروری خود پی برده اند. آیا وقت آن نرسیده است در قوانینی که ارتباطی به این دوران ندارد اصلاحاتی انجام شود؟ آیا منطقی تر نیست که قانون تقسیم اموال به نحو عادلانه یی همان طور که در تمام کشورهای پیشرفته جهان اعمال می شود، حداقل در این شرایط، به اجرا دربیاید؟ مثلاً در کانادا اگر زن و مردی با یکدیگر به مدت شش ماه زندگی کنند، بعد از جدایی دارایی آنها تقسیم می شود و حتی در بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی و امریکایی، مردان بعد از طلاق دادن همسران شان موظف هستند بخشی از درآمد خود را در هر ماه به همسر سابق شان اختصاص دهند.
اگر شرط تقسیم اموال به اجرا دربیاید دیگر دختران جوان مجبور نیستند تا از طریق مقدار مهریه مانند کالایی روی خود قیمت تعیین کنند، دیگر شاهد برهم خوردن ازدواج ها به خاطر رقم مهریه نخواهیم بود و ازدواج جوانان آسان تر خواهد شد، دیگر پسران جوان به خاطر به اجرا گذاشته شدن مهریه در کنار تبهکاران راهی زندان ها نخواهند شد و مردان متاهل تنوع طلب به راحتی وسوسه نمی شوند چراکه آن وقت حق طلاق زن اول معنا و مفهوم می یابد، پس دیگر زنان نگران سوء استفاده شوهران شان از حقوق شیرین قانونی خود نخواهند بود.
حال که زنان از این حداقل نیز محرومند و زن سالمی که حق مادری، سلامتی و جوانی او در طول زندگی مشترک و عوارض درمان نازایی نابود می شود و شوهری که مشکل باروری دارد او را رها می کند درمان نازایی خود را ادامه می دهد تا بالاخره بچه دار شود، همان قانون چه حق و حقوقی را به هنگام طلاق برای زن قربانی قائل می شود؟




طبقه بندی: زنان سالمی که مادر نمی شوند، فاکتورهای نازایی در مردان چیست ؟ -علل ، روش تشخیص ،درمان و….( مرجع کامل اطلاعات )، حقوق وحق، مشکلات حقوقی جوانان و ازدواج،
برچسب ها: درمان نازایی و شمارش معکوس، سن ازدواج،

تاریخ : یکشنبه 14 تیر 1394 | 08:55 ب.ظ | نویسنده : هوشنگ پورزند | نظرات
تعداد کل صفحات : 13 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • میم ب
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic